موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨ - فصل سوم در بيان خشوع است
انّيت كند و خودبين و خودخواه نباشد كه سرچشمه اكثر مفاسد است خصوصاً براى سالك. و پس از اين اشارتى به اين مطلب مىنماييم، ان شاء اللَّه.
فصل سوم در بيان خشوع است
يكى از امورى كه از براى سالك در جميع عبادات خصوصاً نماز كه سرآمد همه عبادات است و مقام جامعيت دارد لازم است، خشوع است. و حقيقت آن عبارت است از خضوع تامّ ممزوج با حبّ يا خوف. و آن حاصل شود از ادراك عظمت و سطوت و هيبت جمال و جلال.
و تفصيل اين اجمال آن است كه قلوب اهل سلوك به حسب جبلّت و فطرت مختلف است:
پارهاى از قلوب، عشقى و از مظاهر جمالند و به حسب فطرت متوجّه به جمال محبوب هستند؛ و چون در سلوك، ادراك ظلّ جميل يا مشاهده اصل جمال كنند، عظمت مختفيه در سرّ جمال آنها را محو كند و از خود بىخود نمايد؛ چون در هر جمالى، جلالى مختفى و در هر جلالى، جمالى مستور است، چنانچه اشاره به اين ممكن است فرموده باشد حضرت مولى العارفين و اميرالمؤمنين و السالكين- صلوات اللَّه عليه وعلى آله أجمعين- آنجا كه فرمايد:
«سُبْحانَ مَن اتَّسَعَتْ رَحْمَتُهُ لِأَوْلِيائِهِ في شِدّةِ نِقْمَتِهِ وَاشْتَدَّتْ نِقْمَتُهُ لِأَعْدائِهِ في سَعَةِ رَحْمَتِه»[٣٠]. پس، هيبت و عظمت و سطوت جمال آنها را فرو گيرد و حالت خشوع
[٣٠] -« منزّه است كسى كه عذاب و نقمتش شديد است و در همان حال رحمت او دوستانشرا فرا گرفته؛ و با آنكه دايره رحمتش فراگير است، عذاب و نقمتش براى دشمنان شدّت گرفته است».( نهج البلاغة، ص ١٢٣، خطبه ٩٠( با كمى تفاوت)؛ شرح فصوص الحكم، قيصرى، ص ٤٤؛ شرح الأسماء، سبزوارى، ص ٥٤٤)