موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٤ - فصل اوّل در سرّ جملى و آداب اجماليه آنها است
براى احدى ميسور نيست؛ ولى از براى مقامات معنويه و معارف الهيه مدارجى بىپايان و مراتبى فراوان است كه بسيارى از آن مقامات و معارف و حالات و مدارج را براى نوع ميسّر است اگر سردى و سستى خود آنها بگذارد و عناد و تعصب اهل جهل و عناد دست از قلوب بندگان خدا بردارد و شيطان راه سلوك آنها نگردد.
پس، ادب حضور براى ما آن است كه در اول امر چون از مرتبه حسّ و ظاهر تجاوز ننموديم و جز عظمت و جلالت دنيايى چيزى در نظر نداريم و از عظمتهاى غيبيه الهيه بىخبر هستيم، محضر حق را بايد چون محضر سلطانى عظيمالشأن كه قلب، عظمت او را ادراك كرده بدانيم؛ و به قلب خود بفهمانيم كه همه عظمتها و جلال و كبرياها جلوهاى از عظمت عالم ملكوت است كه تنزّل كرده در اين عالم، و عالم ملكوت در جنب عوالم غيبيه قدر محسوسى ندارد.
پس به قلب بفهمانيم كه عالم، محضر مقدّس حق است و حق تعالى حاضر در جميع امكنه و احياز است؛ و خصوصاً نماز كه اذن خاصّ حضور است و ميعاد مخصوص ملاقات و مراوده با حضرت احديت است.
پس، چون قلب را مستشعر به عظمت و حضور كرديم ولو اينكه در اول امر با تكلّف باشد، ولى كم كم قلب انس مىگيرد و اين مجاز حقيقت پيدا مىكند.
پس، چون به آداب صوريه معامله با مالك الملوك و سلطان السلاطين قيام نموديم و ادبهاى حضور ظاهرى را بهجا آورديم، در دل نيز تأثير حاصل شود و قلب استشعار عظمت نمايد و كمكم به نتايج مطلوبه انسان برسد. و همينطور راجع به اثاره حبّ و عشق كه آن نيز با تحصيل و رياضت حاصل شود.
پس، در اول امر، رحمتهاى صوريه و الطاف حسّيه حق تعالى را به قلب وانمود بايد كرد و مقام رحمانيت و رحيميت و منعميت را به قلب رساند تا