موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٢ - فصل دوم در بعضى از آداب قلبيه استقبال است
قلب كه به ظاهر ملك ظهور نمود، نقشه افناء غير، انصراف از غرب وشرق عالم ملك است، و نقشه توجه به حضرت جمعْ، توجه به مركز بسط ارض- كه يد اللَّه است در ارض- مىباشد.
و اما براى سالك الى اللَّه، كه از ظاهر به باطن سير مىكند و از علن به سِرّ ترقّى مىنمايد، بايد اين توجه صورى را به مركز بركات ارضيه، و ترك جهات متشتّته متفرّقه را وسيله حالات قلبيه قرار دهد و به صورت بىمعنا قناعت نكند؛ و دل را، كه مركز توجه حضرت حق است، از جهات متشتّته متفرقه، كه بتهاى حقيقى است، منصرف كرده متوجّه قبله حقيقت، كه اصل اصول بركات سماوات و ارض است نمايد؛ و راه و رسم غير و غيريت را از بين بردارد تا به سرّ «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»[٢٠٧] تا اندازهاى برسد؛ و از تجلّيات و بوارق عالم غيب اسمائى در قلبش نمونهاى حاصل آيد و جهات متشتّته و كثرات متفرّقه با بارقه الهيه سوخته شود، و حق تعالى از او دستگيرى فرمايد؛ و از باطن قلب، بتهاى اصغر و اعظم به دست ولايتمآبى ريخته شود. و اين داستان پايان ندارد، بگذارم و بگذرم.
فصل دوم در بعضى از آداب قلبيه استقبال است
بدان اى سالك الى اللَّه كه چون وجه ظاهرت را از جهات متشتّته عالم طبيعت منصرف كردى و به نقطه واحده متوجّه نمودى، ادّعاى دو فطرت از فطرتهاى الهيه را- كه به يد غيب در خميره ذات تو پنهان است و حق تعالى با
[٢٠٧] -« رو به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد».( الأنعام( ٦): ٧٩)