موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٥ - فصل پنجم در شمّهاى از آداب وضو است به حسب باطن و قلب
جاى آن كه دل معدن كثافات باشد و قلب مبتلاى به قاذورات معنويه كه اصل همه قذارات است باشد.
با آن كه در روايت است كه «خداى تعالى نظر نمىكند به صورتهاى شما بلكه نظر مىفرمايد به قلبهاى شما»[١٢٦]. و با آن كه با آنچه انسان به حق تعالى توجه مىكند و آنچه كه از عوالم خلقيه لايق نظر به كبرياى عظمت و جلال است قلب است و ديگر جوارح و اعضاء را از آن حظّ و نصيبى نيست، مع ذلك طهارت صوريه و نظافت ظاهريه را نيز اهمال ننمودهاند؛ صورت طهارت را براى صورت انسان مقرر فرمودند، و باطن آن را براى باطن او. و از آن كه تزكيه قلب را در اين حديث شريف از فوائد وضو قرار داده، معلوم شود كه براى وضو باطنى است كه به آن تزكيه باطن شود؛ و نيز رابطه ما بين ظاهر و باطن و شهادت و غيب معلوم شود؛ و نيز استفاده شود كه طهور ظاهرى و وضوى صورى از عبادات است و اطاعت ربّ است، و از اين جهت طهور ظاهر موجب طهور باطن گردد، و از طهارت صورى تزكيه فؤاد حاصل شود.
بالجمله، سالك الى اللَّه بايد در وقت وضو متوجّه شود به اينكه مىخواهد متوجّه محضر مقدّس حضرت كبريا شود؛ و با اين احوالِ قلوب كه او را است، لياقت محضر ندارد، بلكه شايد مطرود از درگاه عزّ ربوبيت شود؛ پس، دامن همّت به كمر زند كه طهارت ظاهرى را به باطن سرايت دهد و قلب خود را، كه مورد نظر حق بلكه منزلگاه حضرت قدس است، از غير حق تطهير كند و تفرعن خود و خوديّت را، كه اصل اصول قذارات است، از سر بيفكند تا لايق مقام مقدّس شود.
[١٢٦] - ر. ك: صفحه ٣٩.