موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٣ - فصل هفتم در شمّهاى از تفسير سوره مباركه «قدر» به قدر مناسبت اين اوراق
جذبه و فنا و موت باقى مانند. و اينها اجرشان على اللَّه و هو اللَّه است. اينها محبوبينى هستند كه در تحتِ «قِباب اللَّه» فانى، و كسى آنها را نشناسد و با كسى رابطه پيدا نكنند و آنها نيز جز حق كسى را نشناسند- «أوْلِيائي تَحْتَ قِبابي، لا يَعْرِفُهُمْ غَيْري»[٦٨٤].
طايفه دوم آنان هستند كه پس از تماميت سير الى اللَّه و فى اللَّه، قابل آن هستند كه به خود رجوع كنند و حالت صحو و هوشيارى براى آنها دست دهد.
اينها آنان هستند كه به حسب تجلّى به فيض اقدس، كه «سرّ قدر» است، تقدير استعداد آنها شده و آنها را براى تكميل عباد و تعمير بلاد انتخاب فرمودهاند.
اينها پس از اتصال به حضرت علميه و رجوع به حقايق اعيان، كشف سير اعيان و اتّصال آنها را به حضرت قدس و سفر آنها را الى اللَّه و الى السعاده نمايند، و مخلّع به خلعت نبوت شوند. و اين كشف، وحى الهى است قبل از تنزّل به عالم وحى جبرائيلى. و پس از آن كه از اين عالم توجه به عوالم نازله كردند، كشف آنچه در اقلام عاليه و الواح قدسيه است نمايند به قدر احاطه علميه و نشئه كماليه خود كه تابع حضرات اسمائيه است. و اختلاف شرايع و نبوات بلكه جميع اختلافات از آنجا است.
و در اين مقام گاه شود كه آن حقيقت غيبيه و سريره قدسيه، كه در حضرت علميه و اقلام و الواح عاليه مشهود شده، از طريق غيب نفس و سرّ روح شريف آنها به توسّط ملك وحى، كه حضرت جبرئيل است، تنزّل كند در قلب مبارك
[٦٨٤] -« دوستان من در زير قبّههاى من هستند؛ جز من كسى آنها را نمىشناسد».( إحياء علوم الدين، ج ٤، ص ٥١٦، حديث قدسى است و در ضبط آن« قبابى» و« قبايى» هر دو وارد شده است)