موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٢ - وجه اختصاص «مالِكِ» به «يَوْمِ الدِّينِ»
و يا براى آن است كه ظهور مالكيت و قاهريت حق تعالى مجده در «يوم الجمع» كه يوم رجوع ممكنات است به باب اللَّه و صعود موجودات به فناء اللَّه است مىباشد.
و تفصيل اين اجمال به طورى كه مناسب با اين رساله است، آن است كه تا نور وجود و شمس حقيقت در سير تنزّلى و نزول از مكامن غيب به سوى عالم شهادت است، رو به احتجاب و غيبت است؛ و به عبارت ديگر، در هر تنزّلى تعيّنى است و در هر تعيّن و تقيّدى حجابى است. و چون انسان مجمع جميع تعيّنات و تقيّدات است، محتجب به تمام حجب هفتگانه ظلمانيه و حجب هفتگانه نوريه، كه آن ارضين سبع و سماوات سبع به حسب تأويل است، مىباشد؛ و شايد ردّ به «اسفل السافلين» نيز عبارت از احتجاب به جميع انواع حجب باشد. و از اين احتجاب شمس وجود و صرف نور در افق تعيّنات، به «ليل» و «ليلة القدر» تعبير مىتوان نمود. و مادامى كه انسان در اين حجب محتجب است، از مشاهده جمال ازل و معاينه نور اوّل محجوب است. و چون در سير صعودى، جميع موجودات از منازل سافله عالم طبيعت به حركات طبيعيه- كه در جبلّه ذات آنها از نور جاذبه فطرةاللهى به حسب تقدير «فيض اقدس» در حضرت علميه به وديعت نهاده شده- رجوع به وطن اصلى و ميعاد حقيقى نمودند- چنانچه در آيات شريفه اشاره به اين معنا بسيار است- از حجب نورانيه و ظلمانيه دوباره مستخلص شوند و مالكيت و قاهريت حق تعالى جلوه كند و حق به وحدت و قهّاريت تجلّى فرمايد. و در اينجا كه رجوع آخر به اول و اتّصال ظاهر به باطن شد و حكم ظهور، ساقط و حكومت باطن جلوه نمود، خطاب از حضرت مالك علىالاطلاق آيد- و مخاطبى جز ذات مقدس