موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٠ - فصل چهارم در بعض آداب تسميه است
و باب امر به معروف و نهى از منكر از وجهه رحمت رحيميه است. پس، بر آمر به معروف و ناهى از منكر لازم است كه به قلب خود از رحمت رحيميه بچشاند، و نظرش در امر و نهى خودنمايى و خودفروشى و تحميل امر و نهى خود نباشد؛ زيرا كه اگر با اين نظر مشى كند، منظور از امر به معروف و نهى از منكر، كه حصول سعادت عباد و اجراى احكام اللَّه در بلاد است، حاصل نشود.
بلكه گاه شود كه از امر به معروفِ انسانِ جاهل نتيجه معكوسه حاصل شود، و چندين منكر سربار شود براى يك امر و نهى جاهلانه كه از روى خواهش نفسانى و تصرّف شيطانى واقع شود. و اما اگر حسّ رحمت و شفقت و حق نوعيت و اخوّت، انسان را به ارشاد جاهلان و بيدار كردن غافلان وادار كند، كيفيت بيان و ارشاد كه از ترشّحات قلبِ رحيمانه است طورى شود كه قهراً تأثير در موادّ لايقه بسزا كند و قلوب صلبه سخت را نيز از آن استكبار و استنكار فرو نشاند. افسوس كه ما از قرآن، تعلّم نمىگيريم و به اين كتاب كريم الهى نظر تدبّر و تعلّم نداريم و استفاده ما از اين ذكر حكيم كم و ناچيز است. اكنون تفكر در آيه شريفه «اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى^ فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى»[٤٥٧] راههايى از معرفت و درهايى از اميد و رجاء به قلب انسان مفتوح كند:
فرعون كه طغيانش به جايى رسيد كه «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى»[٤٥٨] گفت، و علوّ و فسادش به پايهاى قرار گرفت كه «يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ»[٤٥٩] درباره او نازل
[٤٥٧] -« به سوى فرعون برويد كه همانا سركشى كرده، پس با او سخن نرم بگوييد شايد متذكرشود يا بترسد».( طه( ٢٠): ٤٣- ٤٤)
[٤٥٨] -« من والاپروردگار شمايم».( النازعات( ٧٩): ٢٤)
[٤٥٩] -« پسرانشان را سرمىبريد و زنانشان را نگاه مىداشت».( القصص( ٢٨): ٤)