موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٢ - فصل چهارم در طهور است
رحمت رحيميه بعث انبياء و رسل- صلوات اللَّه عليهم- است كه هاديان سُبُل و دستگير بازماندگانند؛ بلكه در نظر اهل معرفت و اصحاب قلوب، دار تحقّق، صورت رحمت الهيه است، و خلايق دائماً مستغرق بحار رحمت حقّند و از آن استفاده نمىكنند.
اين كتاب بزرگ الهى، كه از عالم غيب الهى و قرب ربوبى نازل شده و براى استفاده ما مهجوران و خلاص ما زندانيان سجن طبيعت و مغلولان زنجيرهاى پيچ در پيچ هواى نفس و آمال به صورت لفظ و كلام درآمده، از بزرگترين مظاهر رحمت مطلقه الهيه است كه ما كور و كرها از آن به هيچ وجه استفاده نكرديم و نمىكنيم. آن رسول ختمى و ولىّ مطلق گرامى- كه از محضر قدس ربوبى و محفل قرب و انس الهى به اين سرمنزل غربت و وحشت قدمرنجه فرموده و گرفتار معاشرت و مراودت با ابوجهلها و بدتر از آنها گرديده و ناله «لَيُغانُ عَلى قَلْبي»[١٢١] اش دل اهل معرفت و ولايت را محترق كرده و مىكند- رحمت واسعه و كرامت مطلقه الهيه است كه آمدن در اين كلبهاش براى رحمت موجودات سكنه عالم اسفل ادنى است و بيرون بردن آنها است از اين دار وحشت و غربت، چون كبوتر مطوّقه كه براى نجات رفقا خود را به دام بلا اندازد[١٢٢].
سالك الى اللَّه بايد تطهير با آب رحمت را صورت استفاده از رحمت نازله الهيه بداند و تا استفاده از رحمت براى او ميسور است، قيام به امر نمايد؛ و چون دستش از آن به واسطه قصور ذاتى يا تقصير كوتاه شد و فاقد آب رحمت شد، چاره ندارد جز توجه به ذلّ و مسكنت و فقر و فاقه خود. و چون ذلّت عبوديت
[١٢١] - ر. ك: صفحه ٥٩، پاورقى ٢.
[١٢٢] - ر. ك: كليله و دمنه، ص ١٣٦، باب الحمامة المطوّقة.