موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٨ - فصل يازدهم در بيان دواء نافع براى علاج هرزهگردى و فرّار بودن خيال كه از آن تحصيل حضور قلب نيز شود
عبادات و خصوصاً نماز را سرمايه تعيّش آن عالم و سرچشمه سعادت آن نشئه بدانيم، البته در تحصيل آن كوشش مىنماييم، و در اين سعى و كوشش، زحمت و رنج و تكلّف در خود نمىيابيم، بلكه با كمال اشتياق و شوق دنبال تحصيل آن مىرويم و شرايط حصول و قبول آن را با جان و دل تحصيل مىكنيم.
اكنون اين سردى و سستى كه در ما است، از سردى فروغ ايمان و سستى بنياد آن است، و الّا اگر اين همه اخبار انبياء و اولياء عليهم السلام و برهان حكما و بزرگان- عليهم الرضوان- در ما ايجاد احتمال كرده بود، بايد بهتر از اين قيام به امر و كوشش در تحصيل كنيم. ولى جاى هزار گونه افسوس است كه شيطان، سلطنت بر باطن ما پيدا كرده و مجامع قلب و مسامع باطن ما را تصرّف نموده؛ نمىگذارد فرموده حق و فرستادههاى او و گفتههاى علما و مواعظ كتابهاى الهى به گوش ما برسد. اكنون گوش ما گوش حيوانى دنيوى است و موعظههاى حق از حدّ ظاهر و از گوش حيوانى ما به باطن نمىرسد، وذلِكَ لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أوْ ألْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهيدٌ[٩٦].
از وظايف بزرگ سالك الى اللَّه و مجاهد في سبيل اللَّه آن است كه در خلال مجاهده و سلوك از اعتماد به نفس بهكلّى دست كشد و جبلّتاً متوجّه به مسبّب الاسباب و فطرتاً متعلّق به مبدأ المبادى گردد، و از آن وجود مقدس عصمت و حفظ طلب كند و به دستگيرىِ آن ذات اقدس اعتماد كند و در خلوات، تضرّع به حضرتش ببرد و اصلاح حالش را با كمال جدّيت در طلب بخواهد كه جز ذات مقدّس او پناهى نيست. والحمد للَّه.
[٩٦] -« و اين، براى كسى كه او را قلبى( بيدار) باشد يا گوش فرا دهد در حالى كه( به دل) حاضر و گواه باشد».( اقتباس از آيه شريفه سوره ق( ٥٠): ٣٧)