موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٩ - و رابع نماز خوانده مىشود و اسرار و آداب قلبيه آن به قدر مناسب
اللَّهَ رَمى»[٧٧٨] را به ذائقه روح چشانيم، و خودبينى و خودخواهى را زير پاى سلوك نهيم تا به مقام تحميد خود را رسانيم و دل را از زير بار منّت خلق بيرون كشانيم.
ركن سوم «تهليل» است. و از براى آن مقاماتى است:
يكى مقام نفى الوهيت فعليه است كه عبارت اخراى لا مُؤثّر في الوُجود إلّا اللَّه است. و اين مؤكّد حصر «تحميد» بلكه موجب و مسبّب آن است. چون كه مراتب وجودات امكانيه ظلّ حقيقت وجود حق- جلّت قدرته- و ربط محض است و از براى هيچيك از آنها به هيچوجه استقلال و قيام به خود نيست، از اين جهت، تأثير ايجادى را به هيچوجه به آنها نتوان نسبت داد، چه كه در تأثير استقلالِ ايجاد لازم و استقلالِ ايجاد مستلزم استقلال وجود است. و به عبارت اهل ذوق، حقيقت وجودات ظلّيه ظهور قدرت حق است در مرائى خلقيه، و معنى لا اله الا اللَّه مشاهده فاعليت و قدرت حق است در خلق و نفى تعيّنات خلقيّه است، و افناى مقام فاعليت آنها و تأثير آنها است در حق.
و يكى مقام نفى معبود غير حق است، ولا اله الا اللَّه أيْ لا معبود سوى اللَّه، و بنابراين، مقام «تهليل» نتيجه مقام «تحميد» است؛ زيرا كه اگر محمدت منحصر به ذات مقدّس حق شد، عبوديت نيز بار خود را در آن مقام مقدّس افكند؛ و جميع عبوديتهايى كه خلق از خلق مىكند، كه همه براى رؤيت محمدت است، منتفى شود؛ پس، گويى سالك چنين گويد كه چون جميع محامد منحصر در حق است، پس عبوديت نيز منحصر به او شود، و او معبود شود و بتها همه شكسته شود. و از براى «تهليل» مقامات ديگرى است كه مناسب اين مقام
[٧٧٨] -« هنگامى كه تير انداختى تو نينداختى بلكه خدا انداخت».( الأنفال( ٨): ١٧)