موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٨ - و رابع نماز خوانده مىشود و اسرار و آداب قلبيه آن به قدر مناسب
آرى، چون رحمت واسعه حق- جلّ و علا- شامل حال ما بندگان ضعيف است، به سعه رحمت خود ما بيچارگان را بار خدمت داده و اجازه ورود در يك همچو مقام مقدّس منزّه، كه پشت كرّوبيين از قرب به آن خم است، مرحمت فرموده. و اين از بزرگترين تفضّلات و ايادى ذات مقدّس ولىّ نعمت است بر بندگان خود، كه اهل معرفت و اولياء كمّل و اهل اللَّه قدر آن را به قدر معرفت خود مىدانند، و ما محجوبان بازمانده از هر مقام و منزلت و محرومان دور افتاده از هر كمال و معرفت به كلّى از آن غافليم؛ و اوامر الهيه را، كه فى الحقيقه بالاترين نعم بزرگ نامتناهى است، از تكلّف و كلفت دانيم و با انضجار و كسالت قيام به آن كنيم، و از اين جهت از نورانيت آن به كلّى محروم و محجوبيم.
و بايد دانست كه چون «تحميد» و «تهليل» متضمّن توحيد فعلى است و در آن شائبه تحديد و تنقيص است، بلكه شائبه تشبيه و تخليط است، عبد سالك براى تهيه ورود در آن لازم است در حصن حصينِ تسبيح و تنزيه خود را وارد كند و به باطن قلب خود بفهماند كه حق- جلّت عظمته- منزّه از تعيّنات خلقيه و تلبّس به ملابس كثرات است، تا ورود در تحميدش از شائبه تكثير تنزيه شود.
ركن دوم «تحميد» است. و آن، مقام توحيد فعلى است كه مناسب حال قيام است و مناسب قرائت است نيز. و از اين جهت، اين تسبيحات در ركعات اخيره قائم مقام «حمد» است و مصلّى مختار است كه «حمد» را نيز بخواند به جاى آن.
و توحيد فعلى را- چنانچه در «حمد» مذكور شد- از حصر حمد به حق تعالى استفاده كنيم و دست عبد را از محمدتها بهكلّى كوتاه نماييم و «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ»[٧٧٧] را به سامعه قلب رسانيم، و حقيقت «ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَ
[٧٧٧] -« اوست آغاز و انجام و پيدا و نهان».( الحديد( ٥٧): ٣)