موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٦ - فصل دوم در نقل حديث مصباح الشريعة در اين باب
در اين حديث شريف اشاراتى است به آداب قلبيه عبادات و حقايق و اسرار آنها. چنانچه فرمايد: «تشهد» ثناء حق- جلّ و علا- است. بلكه در سابق نيز اشاره شد[٧٦٩] كه مطلق عبادات ثناء حق است يا به اسمى يا به اسمائى، يا به تجلّى از تجلّيات، و يا به اصل هويّت.
و عمده آداب را اشاره فرمايد كه چنانچه در ظاهر بندگى مىكنى و مدّعى عبوديت هستى، در سرّ نيز عبوديت كن تا عبوديت سرّى قلبى به اعمال جوارحى نيز سرايت كند، و عمل و قول، نقشه باطن و سرّ باشد؛ و حقيقت عبوديت به جميع اجزاء وجود، چه اجزاء ظاهرى و چه اجزاء باطنى، سارى شود و هر يك از اعضاء، حظّى از توحيد ببرند. و لسان ذاكر، ذكر را به قلب ايصال كند، و قلب موحّد مخلص، توحيد و اخلاص را به لسان افاده نمايد. و از حقيقت عبوديت طلب ربوبيت كند و از خودپرستى بيرون آيد و الوهيت حق را به قلب برساند؛ و بداند كه ناصيه بندگان به دست حق تعالى است، و قدرت بر تنفّس و نگاه كردن ندارند مگر با قدرت و مشيّت حق تعالى، و آنها عاجزند از تصرّف در مملكت حق به جميع انحاء تصرّفات، گرچه تصرّف ناچيزى باشد، مگر با اذن و اراده آن ذات مقدّس؛ چنانچه حق فرمايد: «خداى تعالى فقط خلق مىكند هرچه بخواهد و اختيار فرمايد هرچه اراده كند؛ كسى را در امر خود اختيارى نيست- يعنى استقلالًا- منزّه است خداى تعالى از شريك در تصرّف در مملكت وجود». و چون اين لطيفه را به قلب رساندى، شكرت از حق حقيقت پيدا كند؛ و شكر در اعضاء و اعمالت سرايت كند؛ و چنانچه در عبوديت زبان و قلب بايد همقدم باشند، در اين توحيد فعلى نيز بايد صدق لسان به صفاء سرّ
[٧٦٩] - ر. ك: به صفحات ٩٨، ١٥٥، ١٧٦.