موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٧ - امر دوم در بيان كيفيت تنزّل ملائكة اللَّه است بر ولىّ امر
طريق تمثّل ملكوتى يا ملكى است؛ چنانچه خداى تعالى در باب تنزّل «روح الامين» بر حضرت مريم عليها السلام فرمايد: «فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا»[٧٣٤] چنانچه براى اولياء و كمّل نيز تمثّل ملكوتى و تروّح جبروتى ممكن است. پس، ملائكة اللَّه را قوّه و قدرت دخول در ملك و ملكوت است به طور تمثّل؛ و كمّل اولياء را قدرت بر دخول در ملكوت و جبروت است به طور تروّح و رجوع از ظاهر به باطن. و تصديق اين معنا سهل است براى كسى كه حقايق مجرّدات را، چه مجرّد ملكوتى يا جبروتى و چه نفوس ناطقه كه نيز از مجرّدات جبروتيه يا ملكوتيه هستند، فهميده باشد و مراحل وجود و مظاهر آنها و نسبت ظاهر به باطن و باطن به ظاهر را تصوّر نموده باشد.
و بايد دانست كه تمثّل «جبروتيين» و «ملكوتيين» در قلب و صدر و حسّ بشر ممكن نيست مگر پس از خروج او از جلباب بشريت و تناسب او با آن عوالم؛ و الّا مادامى كه نفس مشتغل به تدبيرات ملكيه است و از آن عوالم غافل است، ممكن نيست اين مشاهدات يا تمثّلات براى او دست دهد. بلى، گاهى شود كه به اشاره يكى از اولياء، نفس را از اين عالم، انصرافى حاصل شود و به قدر لياقت از عوالم غيب ادراكى معنوى يا صورى نمايد. و گاه شود كه به واسطه بعضى امور هائله، مثلًا، از براى نفس انصرافى از طبيعت حاصل شود و نمونهاى از عالم غيب ادراك كند؛ چنانچه شيخالرئيس قضيه آن شخص ساده لوح را كه در حجّ بيت اللَّه برات آزادى از آتش جهنّم گرفته بود، نقل كند[٧٣٥]. و شيخ عارف،
[٧٣٤] -« پس( به صورت) انسانى كامل بر او جلوه كرد».( مريم( ١٩): ١٧)
[٧٣٥] - در آثار ابن سينا يافت نشد لكن ملاصدرا نيز اين قضيه را نقل كرده است.( ر. ك: الحكمةالمتعالية، ج ٧، ص ٣٥)