موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠١ - فصل هفتم در شمّهاى از تفسير سوره مباركه «قدر» به قدر مناسبت اين اوراق
است؛ و مراتب صعود به اعتبار خروج شمس حقيقت از آفاق تعيّنات، «ايّام» است. و شرافت و نحوست «ايّام» و «ليالى» به حسب اين بيان واضح شود.
و به اعتبارى، قوس نزول ليلة القدرِ محمّدى است؛ و قوس صعود يوم القيامة احمدى است؛ زيرا كه اين دو قوس مدِّ نور «فيض منبسط» است، كه «حقيقت محمّديه» است و تمام تعيّنات از تعيّن اوّلى «اسم اعظم» است. پس، در نظر وحدت، عالم شبِ قدر و روزِ قيامت است؛ و بيش از يك شب [و] روز نيست، كه آن تمام دار تحقّق و ليلة القدر محمّدى و يوم القيامة احمدى است. و كسى كه متحقّق به اين حقيقت شود، هميشه در «لَيْلَةِ الْقَدْرِ» و «يَوْمَ الْقِيامَةِ» است، و اين با هم جمع شود.
و به اعتبار نظر كثرت، ليالى و ايّام پيدا شود. پس بعض ليالى صاحب قدر است، و بعضى نيست. و در بين همه ليالى، بنيه احمدى و تعيّن محمّدى صلى الله عليه و آله، كه نور حقيقت وجود به جميع شؤون و اسماء و صفات و با كمال نوريت و تمام حقيقت در افق آن غروب نموده است، ليلة القدر مطلق است؛ چنانچه يوم محمّدى يوم القيامه مطلق است. و ديگر ليالى و ايّام، ليالى و ايّام مقيّده است. و نزول قرآن در اين بنيه شريفه و قلب مطهّر، نزول در «لَيْلَةِ الْقَدْرِ» است. پس، قرآن هم جملتاً در ليلة القدر نازل شده به طريق كشف مطلق كلى، و هم نجوماً در عرض بيست و سه سال در «لَيْلَةِ الْقَدْرِ» نازل شده.
و شيخ عارف، شاهآبادى- دام ظلّه- مىفرمودند كه دوره محمّديه، «لَيْلَةِ الْقَدْرِ» است. و اين يا به اعتبار آن است كه تمام ادوار وجوديه دوره محمّديه است؛ و يا به اعتبار آن است كه در اين دوره اقطاب كمّل محمّديه و ائمّه هداة معصومين «ليالى قدر» مىباشند.
و دلالت دارد بر آنچه احتمال داديم از حقيقت ليلة القدر حديث شريف