موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٤ - تتميم در ذكر حديث باقرى در تفسير سوره توحيد
پس «ها» تنبيه دهد به معناى ثابت، و «واو» اشاره به غايب از حواسّ است؛ چنانچه «هذا» اشاره به شاهد نزد حواس است. و اين اشاره به غايب براى آن است كه كفار تنبّه دادند از خدايان خود به حرف اشاره شاهدِ مدرَك، پس گفتند:" اينها خدايان مايند كه محسوس و مدرَك به ديدگانند؛ پس تو نيز اى محمد صلى الله عليه و آله اشاره كن به سوى خداى خود تا ببينيم او را و ادراك نماييم او را و متحيّر در او نشويم." پس خداى تعالى فرو فرستاد كه بگو: هو. پس «ها» تثبيت فرمايد ثابت را، و «واو» اشاره است به غايب از درك چشمها و لمس حسها، و اينكه خداوندْ متعالى از آن است؛ بلكه او مدرِك ديدهها و آفريننده حواس است»[٦٦٤].
فرمود حضرت باقر عليه السلام: «معنى «اللَّه»: معبودى است كه خلق متحيّرند از درك حقيقت او و احاطه به كيفيت او. و عرب مىگويد: «أَلِهَ الرَّجُلُ» وقتى متحير شود در چيزى و احاطه علمى به او پيدا نكند؛ و مىگويد: «وَلَهَ» وقتى كه پناه ببرد به چيزى از آنچه مىترساند او را؛ و «الإله» به آن چيزى كه مستور از حواس مردم است».
فرمود حضرت باقر عليه السلام: «احد فرد يكتا است. و «احد» و «واحد» به يك معنا است؛ و آن يكتايى است كه نظيرى براى او نيست. و توحيد اقرار به وحدت است؛ و آن انفراد است. و «واحد» عبارت از متباينى است كه از چيزى منبعث نشود و با چيزى متّحد نگردد. و از اينجا است كه گويند بناء عدد از «واحد» است و واحد از عدد نيست، زيرا كه عدد به واحد گفته نشود، بلكه به دو تا گفته شود. پس معنى قول خدا: «اللَّه أحد» آن است كه معبودى كه خلق متحيّرند از
[٦٦٤] - التوحيد، صدوق، ص ٨٨، حديث ١.