موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٢ - فصل ششم در شمّهاى از تفسير سوره مباركه «توحيد»
و تلميذ بزرگوار او، فيض كاشانى قدس سره، و تلميذ عظيم الشأن فيض، عارف جليل ايمانى، قاضى سعيد قمى قدس سره- و نيز از بىاطّلاعى به معارف صحيفه الهيه و احاديث معصومين- سلام اللَّه عليهم- است؛ پس، هر حكمتى را به يونان نسبت داده و حكماء اسلامى را تابع حكمت يونان انگاشتهاند.
و ما شمّهاى از لطايف سوره كريمه «توحيد» و بعض اشارات آيات شريفه را در كتاب شرح اربعين[٦٤٠] بيان نموديم. و نيز تفسير مختصرى از اين سوره شريفه در سرّ الصلوة[٦٤١] نموديم. و در اينجا نيز مختصرى مىنگاريم. و على اللَّه التكلان.
پس گوييم: «بِسمِ اللَّه» اين سوره اگر متعلّق به خود سوره باشد- چنانچه احتمال داديم در سوره مباركه حمد- اشاره به آن شايد باشد كه شرح نسب حق و بيان اسرار توحيد را با انانيّت خود و زبان منسوب به خود نتوان نمود؛ بلكه تا سالك از حجاب خود بيرون نرود و متحقّق به مقام مشيّت مطلقه و حضرت فيض مقدّس نشود و فانى در هويّت مطلقه نگردد، سراير توحيد را درك نكند.
و «قُلْ» امر است از حضرت احديّت جمع به مقام برزخيت كبرا و مرآت جمع و تفصيل؛ يعنى، بگو اى محمّد، اى مرآت ظهور احديّت جمع در مقام تدلّى ذاتى يا مقام مقدّس «أَوْ أَدْنى»- كه شايد اشاره به مقام «فيض اقدس» باشد- با زبان فانى از خود و باقى به بقاء اللَّه: «هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ».
بدان اى سالك سبيل معرفت و توحيد، و عارج معارج تنزيه و تجريد، كه ذات مقدّس حق تعالى، من حيث هى، منزّه است از تجلّيات ظاهره و باطنه، و
[٦٤٠] - ر. ك: شرح چهل حديث( اربعين حديث)، امام خمينى قدس سره، حديث ٤٠.
[٦٤١] - ر. ك: سرّ الصلوة، امام خمينى قدس سره، ص ١٢٦.