موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦١ - نقلُ كَلامٍ لزيادة إفهامٍ نقل كلام شيخ جليل بهايى قدس سره
شده، ولى لذّت روحانى اخروى كه با فعل طاعات جلب شده باشد حظّ متوسّطين است؛ اگر نگوييم حظّ ناقصين است.
بالجمله، غير از آنچه شيخ بزرگوار فرمودند، كه راجع به لذّات حيوانيه و حظوظ نفسانيه بود، نعمتهاى ديگرى است كه عمده آن سه است:
يكى، نعمت معرفت ذات و توحيد ذاتى، كه اصل آن سلوك الى اللَّه و نتيجه آن بهشت لِقاء است. و اگر سالك را نظر به نتيجه باشد، در سلوك نقصانى است، زيرا كه اين مقام مقام ترك خود و لذّات خود است؛ و توجه به حصولِ نتيجه توجه به خود است؛ و اين خودپرستى است نه خداپرستى، و تكثير است نه توحيد، و تلبيس است نه تجريد.
دوم، نعمتِ معرفتِ اسماء است. و اين نعمت منشعب شود به حسب كثرت اسمائى. و اگر مفردات آن حساب شود، هزار است؛ و اگر با تركيبات دو اسمى يا چند اسمى حساب شود، از حدّ احصا خارج است «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها». و توحيد اسمائى در اين مقام، نعمتِ معرفتِ «اسم اعظم» است كه مقام احديّت جمع اسماء است. و نتيجه معرفت اسماء بهشت اسماء است؛ هر كس به اندازه معرفت يك اسم يا چند اسم فرداً يا جمعاً.
سوم، نعمت معرفت افعالى است؛ كه اين نيز شعب كثيره غير متناهيه دارد. و مقام توحيد در اين مرتبه، احديّت جمع تجلّيات فعليه است كه مقام «فيض مقدّس» و مقام «ولايت مطلقه» است. و نتيجه آن بهشت افعالى است كه تجلّيات افعاليه حق است در قلب سالك. و شايد تجلّى به موسى بن عمران در اول امر كه گفت: «آنَسْتُ ناراً^»[٦١٢]، به تجلّى افعالى بوده؛ و آن تجلّى كه اشاره به
[٦١٢] -« آتشى ديدم».( طه( ٢٠): ١٠؛ النمل( ٢٧): ٧؛ القصص( ٢٨): ٢٩)