موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٢ - تحقيق عرفانى در نكته اتيان به صيغه متكلم مع الغير
آنها است به سمت امامت به پاى خاست ف «قَدْ قامَتِ الصَّلاة» و «الْمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَماعَةٌ»[٥٨١]، پس «نَعْبُدُ» و «نَسْتَعِينُ» و «اهْدِنَا»، تمام به واسطه اين جمعيت حاضره در محضر قدس است. و در روايات و ادعيه صادره از اهل بيت عصمت و طهارت، كه سرچشمه عرفان و شهودند، اشاره به اين معنا شده است.
و وجه ديگر كه به نظر نويسنده مىرسد، آن است كه چون سالك در «الحمدللَّه» جميع محامد و أثنيه را از هر حامد و ثناجويى در ملك و ملكوت، مقصور و مخصوص به ذات مقدّس حق نمود، و نيز در مدارك ائمّه برهان و قلوب اصحاب عرفان به ظهور پيوسته كه تمام دائره وجود- بِمُلْكِها وَمَلَكوتِها وَقَضِّها وَقَضيضِها- حيات شعورى ادراكى حيوانى بل انسانى دارند و حامد و مسبِّح حق تعالى از روى استشعار و ادراكند و در فطرت تمام موجودات- خصوصاً نوع انسانى- خضوع در پيشگاه مقدّس كامل و جميل على الاطلاق ثبت و ناصيه آنها در آستانه قدسش بر خاك است، چنانچه در قرآن شريف فرمايد: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ»[٥٨٢] و ديگر آيات شريفه و اخبار معصومين كه مشحون از اين لطيفه الهيه است مؤيّد برهان حكمى متين است، پس چون سالك الى اللَّه به قدم استدلال برهانى يا ذوق ايمانى يا مشاهده عرفانى اين حقيقت را دريافت، در هر مقامى كه هست دريابد كه جميع ذرّات وجود و سكنه غيب و شهود عابدِ معبودِ على الاطلاق و پديد
[٥٨١] -« مؤمن به تنهايى جماعت است».( وسائل الشيعة، ج ٨، ص ٢٩٧،« كتاب الصلاة»،« أبواب صلاة الجماعة»، باب ٤، حديث ٢ و ٥)
[٥٨٢] -« هيچ چيزى نيست مگر آنكه به حمد او تسبيح گويد، لكن شما تسبيح آنها رانمىفهميد».( الإسراء( ١٧): ٤٤)