موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٩ - تنبيه اشراقى نكته عدول از غيبت به خطاب
اختصاص محامد به حق تعالى نيز وجهى ندارد، زيرا كه براى ديگر موجودات- بنابر اين مسلك- تصرّفات و اختيارات و جمال و كمالى است كه لايق مدح و حمدند؛ بلكه احياء و اماته و رزق و خلقْ ديگر امور مشترك بين حق و خلق است. و اين امور در نظر اهل اللَّه شرك، و در روايات از اين امور به شرك خفى تعبير شده؛ چنانچه اداره انگشترى براى يادماندن چيزى، از شرك خفى محسوب شده است[٥٧٥].
بالجمله، «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» از متفرّعات «الْحَمْدُ لِلَّهِ» است، كه اشاره به توحيد حقيقى است. و كسى كه حقيقت توحيد در قلب او جلوه ننموده و قلب را از مطلق شرك پاك ننموده، إيّاك نَعْبد او حقيقت ندارد، و حصر عبادت و استعانت را بهحق نتواند نمود، و خدابين و خداخواه نخواهد بود. و چون توحيد در قلب جلوه نمود، به اندازه جلوه آن، از موجودات منصرف و به عزّ قدس حق متعلّق شود تا آنجا كه مشاهده كند كه به اسم اللَّه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» واقع شود؛ و بعضى از حقايقِ «أنَتَ كَما أثْنَيْتَ عَلى نَفْسِكَ»[٥٧٦] در قلب تجلّى كند.
تنبيه اشراقى: نكته عدول از غيبت به خطاب
از بيانات اين رساله معلوم شده است نكته عدول از غيبت به خطاب. و اين گرچه خود يكى از محسّنات كلام و مزيّتهاى بلاغت است كه در كلام فصحاء
[٥٧٥] - قال أبو عبداللَّه عليه السلام:« إنّ الشرك أخفى مِنْ دَبيب النمل». وقال:« منه تَحويلُ الخاتَم لِيَذكُرَ الحاجَةَ وَشِبْهُ هذا».( معاني الأخبار، ص ٣٧٩، حديث ١؛ بحار الأنوار، ج ٦٩، ص ٩٦، حديث ٩)
[٥٧٦] -« تو همچنان هستى كه خود را ستودهاى».( الكافي، ج ٣، ص ٣٢٤،« كتاب الصلاة»،« باب السجود و التسبيح و الدعاء فيه»، حديث ١٢)