موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٣ - تتميم در فضيلت «الحمد للَّه» عقلًا و نقلًا
حسب عقل خود، در اين موارد، خود تأويل اين همه آيات صريحه و احاديث صحيحه كنند به مجرد آنكه نطق موجودات را نيافتهاند، با آنكه برهانى در دست ندارند؛ پس تأويل قرآن را، بىبرهان و به مجرد استبعاد، كنند.
بالجمله، دار وجود، اصل حيات و حقيقتِ علم و شعور است؛ و تسبيح موجودات، تسبيح نطقى شعورى ارادى است، نه تكوينى ذاتى كه محجوبان گويند. و تمام آنها به حسب حظّى كه از وجود دارند به مقام بارى- جلّت عظمته- معرفت دارند. و چون اشتغال به طبيعت و انغمار در كثرت، هيچ موجودى چون انسان ندارد، از اين جهت از همه موجودات محجوبتر است، مگر آنكه از جلباب بشريت خارج شده و خرق حجب كثرت و غيريت كرده باشد كه بىحجاب به مشاهده جمال جميل پردازد؛ پس، حمد و مدح او از تمام حمدها و مدحها جامعتر است؛ و او حق را به تمام شؤون الهيه و تمام اسماء و صفات ستايش و عبادت كند.
تتميم: در فضيلت «الحمد للَّه» عقلًا و نقلًا
بدان كه كلمه شريفه «الحمدللَّه» به حسب بيانى كه مذكور شد، از كلمات جامعهاى است كه اگر كسى به لطايف و حقايق آن، حق را به آن تحميد كند، حقِ حمد را آن قدر كه درخور طاقت بشريت است بجا آورده. و لهذا در روايات شريفه اشاره به اين معنا شده است؛ چنانچه در روايت است كه حضرت باقر العلوم- سلام اللَّه عليه- از منزلى بيرون آمدند، مركبشان نبود، فرمودند: «اگر مركب پيدا شود حمد حق تعالى كنم به طورى كه حق حمد است». پس چون مركب پيدا شد، سوار شده و تسويه لباس خود فرمودند،