موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٩ - در تفسير «
خود او است[٥٠٦]؛ چنانچه اشاره به اين معنى است تعلّق «بِسْمِ اللَّهِ» به «الْحَمْدُ لِلَّهِ».
و بدان كه سالك الى اللَّه و مجاهد فى سبيل اللَّه نبايد به حدّ علمىِ اين معارف قناعت كند و تمام عمر را صرف استدلال كه حجاب بلكه حجاب اعظم است كند، چون كه طى اين مرحله با پاى چوبين[٥٠٧] بلكه با مرغ سليمان[٥٠٨] نيز نتوان كرد؛ اين وادى وادى مقدّسين است و اين مرحله مرحله وارستگان. تا خَلع نعلين حبّ جاه و شرف و زن و فرزند نشود و القاء عصاى اعتماد و توجه به غير از يمين نگردد، به وادى مقدس كه جايگاه مخلصان و منزلگاه مقدسان است قدم نتوان گذاشت. اگر سالك به حقايق اخلاص در اين وادى قدم زد و پشت پا به كثرات و دنيا- كه خيال اندر خيال است- زد، اگر بقايايى از انانيّت مانده باشد از عالم غيب از او دستگيرى شود، و به تجلّيات الهيه جبل انّيت او مندك شود و حال «صعق» و «فنا» براى او دست دهد. و اين مقامات در قلوب قاسيه، كه جز از دنيا و حظوظ آن خبرى ندارند و جز به غرور شيطانى با چيز ديگر آشنا نيستند، سخت ناهنجار آيد و به بافته اوهام آن را نسبت دهند؛ با آنكه فنايى را كه ما اكنون در طبيعت و دنيا داريم- كه بهكلّى از تمام عوالم غيب كه در هر جهت و حيثيت ظاهرتر از اين عالمند، بلكه از ذات و صفات ذات مقدّس كه ظهور،
[٥٠٦] - بسمه تعالى. و بايد دانست كه اختصاص جميع محامد يا جنس حمد- به احتمالين در الف و لام- با سببيت فلسفى مضادّ است هرچند سببيت به معناى دقيق آن باشد و جز با لسان قرآن و عرفان اولياء- عليهم صلوات اللَّه- توجيه نتوان كرد.[ منه عفي عنه]
[٥٠٧] - اشاره است به اين بيت از مولوى:« پاى استدلاليان چوبين بود/ پاى چوبين سختبىتمكين بود».( مثنوى معنوى، ص ٩٦، دفتر اول، بيت ٢١٢٨)
[٥٠٨] - اشاره است به اين بيت از حافظ:« من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه/ قطع اين مرحله با مرغ سليمان كردم».( ديوان حافظ، ص ٤٨٨، غزل ٤٢١)