موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٥ - تفسير «
مسلك خود توجيهى نموده؛ و ظاهرتر از همه آن است كه مطابق مىشود با اين مسلك، و آن اين است كه مراد از «مشيّت» مشيّت فعليه است كه عبارت از «فيض منبسط» است، و مراد از «اشياء» مراتب وجود است كه تعيّنات و تنزّلات اين لطيفه است. پس، معنى حديث چنين شود كه خداى تعالى مشيّت فعليه را، كه ظلّ مشيّت ذاتيه قديمه است، بنفسها و بىواسطه خلق فرموده؛ و ديگر موجودات عالم غيب و شهادت را به تبع آن خلق فرموده، و سيّد محقّق داماد قدس سره با مقام تحقيق و تدقيقى كه دارد از اين حديث شريف توجيه عجيبى فرموده[٤٧٣]؛ چنانچه توجيه مرحوم فيض رحمه الله[٤٧٤] نيز بعيد از صواب است.
بالجمله، «اسم» عبارت است از نفس تجلّى فعلى كه به آن، همه دار تحقّق متحقّق است، و اطلاق «اسم» بر امور عينيه در لسان خدا و رسول و اهل بيت عصمت عليهم السلام بسيار است؛ چنانچه «اسماى حسنا» را فرمودند ما هستيم[٤٧٥]. و در ادعيه شريفه «وَبِاسْمِكَ الَّذي تَجَلَّيْتَ عَلى فُلان» بسيار است[٤٧٦].
و محتمل است كه «بِسْمِ اللَّهِ» در هر سوره متعلق به خود آن سوره باشد؛ مثلًا، بسم اللَّه سوره مباركه «حمد» متعلق به حمد است. و اين مطابق ذوق عرفانى و مسلك اهل معرفت است؛ زيرا كه اشاره به آن است كه حمد حامدان و ثناى ثناجويان نيز به قيّوميت اسم اللَّه است. بنابراين، «تسميه» در مقدمه جميع اقوال و اعمال- كه يكى از مستحبّات شرعيه است- براى تذكّر آن است كه هر قول و عملى كه از انسان صادر مىشود به قيّوميت اسم الهى است؛ زيرا كه جميع ذرّات وجود، تعيّن اسم اللَّه و به اعتبارى خود آنها اسماء اللَّه هستند. و بنابراين
[٤٧٣] - التعليقة على كتاب الكافي، محقّق داماد، ص ٢٤٨.
[٤٧٤] - الوافي، ج ١، ص ٤٥٨، ذيل حديث ٣٧١.
[٤٧٥] - الكافي، ج ١، ص ١٤٣،« كتاب التوحيد»،« باب النوادر»، حديث ٤.
[٤٧٦] - از جمله در دعاى شريف« سمات».( مصباح المتهجّد، ص ٣٧٦)