موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٣ - فصل سوم در بيان اركان استعاذه است
ابليس است كه انسان را از حق و انس و خلوت با او باز مىدارد و به آنها سرگرم مىكند. حتى سرگرمى به مقامات معنوى و وقوف به مدارج روحانى، كه ظاهرش وقوف در صراط انسانيت و باطنش وقوف در صراط حق است- كه جسرِ روحانىِ جهنّم فراق و بعد، و منتهى شود به جنت لقاء، و اين جسر، مخصوص به يك طايفه قليله از اهل معرفت و اصحاب قلوب است- از دامهاى بزرگ ابليس الأبالسه است كه بايد از آن پناه به ذات مقدس حق- جلّ شأنه- برد.
بالجمله، آنچه تو را از حق باز دارد و از جمال جميل محبوب- جلّ جلاله- محجوب كند شيطان تو است، چه در صورت انسان باشد يا جن. و آنچه كه به آن وسيله تو را از اين مقصد و مقصود بازدارند دامهاى شيطانى است، چه از سنخ مقامات و مدارج باشد يا علوم و كمالات يا حِرَف و صنايع يا عيش و راحت يا رنج و ذلّت يا غير اينها، و اينها عبارت از دنياى مذمومه است.
و به عبارت ديگر، تعلّق قلب به غير حق، دنياى او است و آن مذموم است و دام شيطان است و استعاذه از آن بايد كرد. و آنچه از رسول خدا صلى الله عليه و آله منقول است كه مىفرمود: «أَعُوذُ بِوَجْهِ اللَّهِ الْكَريمِ، وَبِكَلِماتِ اللَّه الَّتي لايُجاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَلا فاجِرٌ، مِنْ شَرِّ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَما يَعْرُجُ فيها، وَشَرِّ ما يَنْزِلُ مِنَ الْأرْضِ وَما يَخْرُجُ مِنها، وَمِن شَرِّ فِتَنِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ، وَمِنْ شرِّ طَوارِقِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ، إِلّا طارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ»[٤٤٩] شايد مقصود همين معنا باشد.
[٤٤٩] -« پناه مىبرم به وجه خداى كريم و به كلمات خدا كه هيچ نيكوكار و بدكار از آنها نتواندگذشت؛ و از شرّ آنچه از آسمان فرود آيد و آنچه به آسمان فراز گيرد و آنچه از دل آسمان بيرون آيد؛ و از شرّ فتنههاى شب و روز؛ و از شرّ دركوبندگان شب و روز مگر در كوبندهاى كه( خبر و امر) خيرى با اوست».( تفسير القرآن الكريم، صدر المتألهين، ج ١، ص ١٥؛ بحار الأنوار، ج ٦٠، ص ٣٢٩)