موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٣ - فصل دوم در آداب قيام است
كند، و عظمت حاضر و محضر را به قلب برساند و اهمّيت مناجات با حق تعالى و خطر آن را به قلب بفهماند؛ و با تفكّر و تدبّر، قبل از ورود در صلات، قلب را حاضر كند و به او بزرگى مطلب را بفهماند و آن را ملتزم كند به خضوع و خشوع و طمأنينه و خشيت و خوف و رجا و ذلّ و مسكنت تا آخر نماز. و با قلب مشارطه كند كه از اين امور مراقبت و محافظت كند، و تفكّر و تدبّر در احوال بزرگان دين و هاديان سبل كند كه براى آنها چه حالاتى دست مىداده و آنها چه معاملهاى با مالك الملوك مىكردند؛ و از احوال ائمّه هدى سرمشق اتّخاذ كند و تأسّى به آن بزرگواران كند و از تاريخ بزرگان دين و ائمّه معصومين اكتفا به سال و روز وفات و تولّد و مقدار عمر شريف و امثال اين امور، كه چندان فائده بزرگى ندارد، نكند؛ بلكه عمده سير او در سير و سلوك ايمانى و عرفانى آنها باشد، كه معاملات آنها در عبوديت چه بوده و در سير الى اللَّه چه مشيى داشتند و مقامات عرفانى آنها، كه از كلمات معجز آيات آنها به دست مىآيد، چه اندازه بوده.
افسوس كه ما اهل غفلت و سكر طبيعت و مغروران بىمايه در تمام امور دستنشانده شيطان پليد هستيم و هيچگاه از خواب گران و نسيان بىپايان بيرون نمىآييم؛ و استفادت ما از مقامات و معارف ائمّه هدى عليهم السلام به قدرى كم و ناچيز است كه به حساب درست نيايد؛ و از تاريخ حيات آنها به قشر و صورت اكتفا كرديم و از آنچه غايت بعثت انبياء عليهم السلام است بهكلّى صرف نظر كرده و در حقيقت مشمول مثل معروف اسْتَسْمَنَ ذا وَرَمٍ[٢٦٠] هستيم. و ما اكنون در اين مقام
[٢٦٠] -« متورّم را فربه پنداشت». ضرب المثلى است در مورد فريب ظاهر را خوردن و امر غيرواقعى را واقعى پنداشتن.( ر. ك: تاج العروس، ج ٩، ص ٢٤١، ماده« سمن»؛ فرائد الأدب، ضمن المنجد، ص ٩٩٢)