موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٩ - فصل دوم در بعضى از آداب و اسرار تكبيرات اذان و اقامه است
قلبيه علاج شود؛ پس، لذت مناجات و حلاوت ذكر اللَّه را دريابد و قلب، مقرّ سلطان كبرياى حق- جلّ جلاله- شود، و در ظاهر و باطن مملكت، آثار كبريا ظاهر گردد و قلب و لسان و سرّ و علن با هم موافق شوند؛ پس، تمام قواى باطن و ظاهر و ملك و ملكوت تكبير گويند و يكى از حجب غليظه مرتفع شود، و يك مرحله به حقيقت نماز كه معراج قرب است نزديك شود.
و اشاره به بعض از آنچه ذكر شد نموده در حديثى كه از علل منقول است از حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- در حديث طويلى كه در آن حديث، وصف معراج را فرموده:
قال: «أنْزَلَ اللَّهُ الْعَزيزُ الْجَبّارُ عَلَيْهِ مَحْمِلًا مِنْ نُورٍ، فيهِ أرْبَعُونَ نَوْعاً مِنْ أنْواعِ النُّورِ كَانَتْ مُحْدِقَةً حَوْلَ الْعَرْشِ؛ عَرْشُهُ تَبارَكَ وَتَعالى تَغْشى أبْصَارَ النّاظِرين. أمّا واحِدٌ مِنْهَا فَأصْفَرُ؛ فَمِنْ أجْلِ ذلِكَ اصْفَرَّتِ الصُّفْرَةُ. وَواحِدٌ مِنْها أحْمَرُ؛ فَمِنْ أجْل ذلِكَ احْمَرَّتِ الْحُمْرَةُ- إلى أنْ قَالَ:- فَجَلَسَ فيهِ ثُمَّ عَرَجَ بِهِ إلَى السَّماءِ الدُّنْيا، فَنَفَرتِ الْمَلائِكَةُ إلى أطرافِ السَّماءِ؛ ثُمَّ خَرَّتْ سُجَّداً، فَقَالَتْ: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّنَا وَرَبُّ الْمَلائِكةِ وَالرُّوحِ؛ ما أشْبَهَ هذَا النُّورُ بِنُورِ رَبِّنا! فَقال جِبْرَئيلُ: اللَّهُ أكْبَرُ، اللَّهُ أكْبَرُ، فَسَكَتَ الْمَلائِكةُ، وَفُتِحَتِ السَّماءُ، وَاجْتَمَعَتِ الْمَلائِكةُ؛ ثُمَّ جاءَتْ وَسَلَّمَتْ عَلَى النَّبيّ صلى الله عليه و آله أفواجاً ...»[٢٢٣] الحديث.
[٢٢٣] -« خداوند عزيز جبّار بر پيامبر محملى از نور فرستاد كه چهل نوع از انواع نور در آن بود كه بر اطراف عرش خداوند تبارك و تعالى حلقه زده بودند. چنانكه چشم هر بيننده را خيره مىساخت. يكى از آنها نور زرد بود، پس به اين جهت، زردى زرد شد. و يكى از آنها سرخ بود، براى آن، سرخى سرخ شد. تا اينكه فرمود: پس پيامبر در آن نشست، سپس به آسمان دنيا عروج كرد؛ پس ملائكه به اطراف آسمان گريختند و سپس به سجده افتاده و گفتند:" منزه و مقدّس است پروردگار ما و پروردگار ملائكه و روح، اين نور چقدر شبيه به نور پروردگار ماست!" پس جبرئيل گفت:" اللَّه اكبر، اللَّه اكبر." پس ملائكه ساكت شدند و آسمان باز شد و ملائكه مجتمع گشته و سپس آمدند و گروه گروه بر پيامبر صلى الله عليه و آله سلام كردند ...».( علل الشرائع، ص ٣١٢، حديث ١؛ بحار الأنوار، ج ٧٩، ص ٢٣٧، حديث ١)