موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٣ - فصل اوّل در سرّ جملى و آداب اجماليه آنها است
كَسَرَتْ قُلُوبَهُمْ خَشْيَتُهُ، فَأسْكَتَتْهُمْ عَنِ المَنْطِقِ ...»[٢١٧] الحديث.
و براى اولياى كمّل، حق تعالى گاه به تجلّى لطفى تجلّى فرمايد، و عشق و جذبه حبّيه رهنمون آنها گردد؛ چنانچه در حديث است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم انتظار وقت نماز را مىكشيدند و عشق و شوقشان اشتداد پيدا مىكرد و به بلال مؤذّن مىفرمودند: «أرِحْنا يا بلال»[٢١٨]. و گاه به تجلّى عظمت و سلطنت تجلّى فرمايد، و خوف و خشيت در آنها حاصل آيد؛ چنانچه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و از ائمه هدى عليهم السلام حالات خوفيه منقول است[٢١٩]. و گاه به تجلّى جمعى احدى تجلّى فرمايد به حسب طاقت قلوب و بزرگى وعاى آن. و ما محجوبان مشتغل به دنيا و محبوسان به سجن طبيعت و زنجيرهاى شهوات و آرزوها و محرومان از سعادات عقليه الهيه، كه سكر طبيعت ما را تا صبح ازل به خود نياورد و از خواب گران برنينگيزاند، از حساب اين تقسيمات، خارج، و از نطاق اين بيان، مستثنا هستيم. پس، براى ما آداب حضور طور ديگرى است و قيام به وظايف قلبيه به شكل ديگر. ولى مقدم بر همه چيز آن است كه يأس از رَوْح اللَّه و قنوط از رحمة اللَّه را، كه از جنود بزرگ ابليس و از القائات شياطين انسى و جنّى است، از قلب بيرون كنيم؛ و گمان نكنيم كه اين مقاماتى است به قامت اشخاص خاصى بريده شده و دست آمال ما از آن كوتاه و پاى سير بشر از آن راجل است؛ پس يكسره دست از پا خطا نكنيم و با سردى و سستى، مخلّد در ارض طبيعت بمانيم. نه، چنين نيست كه توهّم شده است. بلى، من نيز گويم كه مقام خاص كمّل اهل اللَّه
[٢١٧] - خدا را بندگانى است كه خوف او دلهايشان را شكسته و از گفتار بازشان داشته».( تحف العقول، ص ٣٩٤؛ بحار الأنوار، ج ٧٥، ص ٣٠٩، حديث ١)
[٢١٨] - ر. ك: صفحه ١٣٩، پاورقى ١.
[٢١٩] - ر. ك: صفحه ١٣٧- ١٣٨.