موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٢ - باب اوّل در سرّ طهارت لباس است
مقدّس كند وردّ امانات را چنانچه به او لطف شده بنمايد.
پس، در ادب حضور بسى خطرات است كه سالك نبايد از آن لحظهاى غفلت كند. و طهارت لباس را، كه ساتر قشر بلكه قشر قشر است، بايد وسيله طهارت لباسهاى باطنى قرار دهد؛ و بداند كه چنانچه اين لباس صورى ساتر و لباسِ بدنِ مُلكى است، خود بدن ساترِ بدن برزخى [است]؛ و بدن برزخى الآن موجود است ولى در ستر و حجاب بدن دنيايى است و اين بدن ساتر او است؛ و بدن برزخى ساتر و لباس و حجاب نفس است؛ و آن ساترِ قلب است؛ و قلب ساترِ روح است؛ و روح ساترِ سرّ است؛ و آن ساترِ لطيفه خفيّه است، الى غير ذلك از مراتب. هر مرتبه نازله ساتر مرتبه عاليه است. و جميع اين مراتب گرچه در خلّص اهل اللَّه موجود، و ديگران از آنها محرومند، ولى بعضى از آن مراتب را چون همه دارند لهذا اشاره به همان مىشود.
پس، بايد دانست كه چنانچه صورت نماز بىطهارت لباس و بدن محقق نشود و قذارت كه رجز شيطان و مبعِّد محضر رحمان است از موانع ورود در محضر است و مصلّى را با لباس و بدن آلوده به رجز شيطان از محضر قدس تبعيد، و به مقام انس بار ندهند، قذارات معاصى و نافرمانى حق كه از تصرّفات شيطان و از رجز و قاذورات آن پليد است از موانع ورود در محضر است. پس متلبّس به معاصى، تنجيس ساتر بدن برزخى نموده و با اين قذارت نتواند به محضر حق وارد شود؛ و تطهير اين لباس از شرايط تحقّق و صحت نماز باطنى است. و انسان تا در حجاب دنيا است، از آن بدن غيبى و طهارت و قذارت لباس آن و شرطيت طهارت و مانعيت قذارت در آن اطلاعى ندارد؛ روزى كه از اين حجاب بيرون آمد و سلطنت باطن و يوم الجمع، بساط تفرقه ظاهر را درهم