موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٨ - مقام اوّل در آداب مطلق لباس است
شيطان و تدليس نفس امّاره فقط در لباس فاخر زيبا و تجمّل و تزيّن است، بلكه گاه شود كه انسان را به واسطه لباس مندرس و بىارزش از درجه اعتبار ساقط نمايد؛ و از اين جهت انسان بايد از لباس شهرت، بلكه مطلق مشى بر خلاف معمول و متعارف، احتراز نمايد، چنانچه از لباسهاى فاخر كه مادّه و جنس آن سنگينقيمت و هيئت و برش آن جالب توجه و انگشتنما است بايد احتراز كند؛ زيرا قلب ما بسيار ضعيف و سخت بىثبات است، به مجرّد فى الجمله امتياز و تعيّنى مىلغزد و از اعتدال منحرف مىشود. چه بسا باشد انسان بيچاره ضعيفى كه از تمام مراحل شرف و انسانيت و عزّت نفس و كمال آدميت عارى و برى است به واسطه دو سه زرع پارچه ابريشمى و يا پشمى كه در برش و دوخت آن تقليد از اجانب كرده يا آنكه با چندين ننگ و شرففروشى آن را تحصيل نموده بر بندگان خدا به نظر حقارت و كبر و ناز نگاه، و هيچ موجودى را به چيزى نشمرد؛ و اين نيست جز از كمال ضعف نفس و كوچكى ظرفيت كه فضلات كِرْم و لباس گوسفند را مايه اعتبار و شرف خود پندارد.
اى بيچاره انسان! چقدر مخلوق ضعيف بىمايهاى هستى؛ تو بايد فخر عالم امكان و خلاصه كون و مكان باشى؛ تو آدمزادهاى، بايد معلّم اسماء و صفات باشى؛ تو خليفهزادهاى، بايد از آيات باهرات باشى؛ «تو را ز كنگره عرش مىزنند صفير»[١٥٦]. بدبخت ناخلف، يك مشت فضلات و ملبوسات حيوانات بيچاره را غصب نمودى و با آن افتخارفروشى مىكنى؛ اين افتخار از كرم ابريشم و گوسفند و شتر و سنجاب و روباه است. چرا با لباس ديگران فخريّه مىكنى و با
[١٥٦] -« تو را زكنگره عرش مىزنند صفير/ ندانمت كه در اين دامگه چه افتاده است».( ديوانحافظ، ص ٩٠، غزل ٢٣)