راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٥٣ - فضيلت خشوع و معناى آن
جا مياور، چه اينها از صفات اهل نفاق مىباشد، و خداوند مؤمنان را از اين كه در حال سكر و بيهوشى به نماز ايستند نهى كرده است و مقصود از آن سكر خواب است، و به منافقان فرموده است: وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ الله إِلَّا قَلِيلًا.«١٠٢»
در خبر صحيح از امام باقر (ع) روايت است: «زنهار از اين كه روى قدمهايت بنشينى، تا دچار اذيّت شوى و بر زمين نشسته نباشى، و قسمتى از بدنت بر قسمت ديگر نشسته باشد و نتوانى بر تشهّد و دعا صبر كنى.»
در خبر صحيح از امام صادق (ع) روايت است كه: حبس كننده بول و غايط را نمازى نيست.»«١٠٣» و او به منزله كسى است كه بول و غايط در جامهاش باشد.
غزّالى اين روايت را از پيامبر (ص) نقل كرده، و صاحب نعلين تنگ را بر آنها افزوده، و نيز امور زير را در نماز جايز ندانسته است:
١- صفن، يعنى بلند كردن يكى از دو پا ٢- صفد، يعنى دو پا را كنار هم قرار دادن ٣- اختصار، يعنى دستها را بر تهيگاه گذاشتن ٤- صلب، يعنى دست بر تهيگاه نهادن و بازوها را در حال قيام از يكديگر دور داشتن ٥- سدل، يعنى دستها را در حال ركوع و سجود در جامه داخل كردن ٦- كفّ، يعنى بافتن موى سر براى مردان ٧- تطبيق، يعنى قرار دادن يكى از دو كف دست بر ديگرى و داخل كردن آنها ميان رانها در حال ركوع.
٨- نفخ، يعنى دميدن بر محلّ سجده.
اصحاب ما (علماى شيعه) موارد زير را بر آنچه ذكر شد افزودهاند.
«١٠٢» كافى ج ٣ ص ٢٩٩ نساء / ١٤٢: و هنگامى كه به نماز بر مى خيزيد از روى كسالت مى ايستنددر برابر مردم ريا مى كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى كنند
«١٠٣» المجالس صدوق ص ٢٤٨ المعانى ص ٢٣٧