راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١١ - باب ششم در معاد
تا آخرين آنها را مخاطب قرار مىدهد، و خلاصه حساب هر يك را به آنها اعلام مىكند، به طوريكه هر كدام تنها به خلاصه حساب خود آگاه مىشود، و گمان مىكند فقط او مورد خطاب حق تعالى است. چه مخاطبه خداوند با يكى، او را از مخاطبه با ديگرى باز نمىدارد. و او در طول مقدار يك ساعت از ساعات دنيا از حساب همه خلايق فارغ مىشود، و به هر انسانى نامهاى سرگشاده داده مىشود، كه گوياى همه اعمال اوست، هيچ كار ريز و درشتى انجام نداده مگر اين كه در اين نامه ذكر شده و به شمار آمده است خداوند انسان را حسابگر نفس خويش و حاكم بر خود قرار مىدهد و به او گفته مىشود: اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً«٢٢» خداوند دهنهاى آنها را مهر مىكند، و دستها و پاها و همه اعضاى آنها بر آنچه مرتكب شدهاند گواهى مىدهند، آنها به پوست بدن خود مىگويند: چرا بر ضدّ ما گواهى داديد؟ پاسخ مىدهند: أَنْطَقَنَا الله الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ«٢٣» سپس نامهها پراكنده و چشمها به سوى آنها خيره مىشود تا ببينند نامه آنها در سمت راست آنها مىافتد يا در سمت چپ، زيرا: فَأَمَّا من أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ، فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ، ... وَ أَمَّا من أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ: يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ«٢٤»، سپس به ميزان نظر مىدوزند كه آيا به طرف سيئّات كج مىشود يا به طرف حسنات، و آيا حسنات سنگينتر است يا سبكتر، چه: فَأَمَّا من ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ في عِيشَةٍ راضِيَةٍ، وَ أَمَّا من خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ«٢٥». و ما از هاويه به خدا پناه مىبريم.
«٢٢» اسراء / ١٤: كتابت را بخوان كافى است كه امروز خود حسابگر خويش باشى
«٢٣» فصلت / ٢٢: همان خدايى كه هر موجودى را به نطق در آورده ما را گويا كرده است
«٢٤» حاقه / ١٩ و ٢٥: ما كسى كه نامه اعمالش به دست راست اوست (از فرط خوشحالى و مباهات )فرياد مى زند (اى اهل محشر) نامه مرا بگيريد و بخوانيد اما كسى كه نامه اعمال او به دست چپش داده شده مى گويد: اى كاش هرگز نامه اعمالم به من داده نمى شد
«٢٥» قارعه / ٦: (در آن روز) كسى كه وزنه هاى اعمالش سنگين است در يك زندگى زضايتبخش خواهد بود و كسى كه وزنه هايش سبك است پناهگاهش هاويه (دوزخ است )