راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٦٣ - نشانههاى عالمان آخرت
سفيان بن عينيه گفته است: چگونه ديگران از دانش من سود برند، و حال آن كه من خود را از سود آن محروم كردهام. ميان مردم در حلال و حرام فتوا دادن جايز نيست، مگر براى كسى كه بيشتر از همه مردم زمان و ناحيه و شهر خود پيامبر (ص) را پيرو و فرمانبردار باشد، و از صحّت آنچه فتوا مىدهد مطمئن باشد. پيامبر (ص) فرموده است: فتوا عبارت است از بسا، شايد و اميد است، زيرا فتواى قطعى دادن امر خطيرى است. امير مؤمنان على (ع) به يكى از قاضيان فرمود: «آيا ناسخ و منسوخ كتاب خدا را مىشناسى؟ عرض كرد: نه فرمود: آيا بر مقصود خداوند در مثلهاى قرآن آگاهى يافتهاى؟ گفت: نه فرمود: در اين صورت هلاك شدهاى و ديگران را هلاك مىكنى. فتوا دهنده نيازمند آن است كه معانى قرآن، حقايق سنن، بواطن اشارات، آداب، اجماع و اختلاف را بداند، و اصولى را كه بر آنها اجماع و يا اختلاف كردهاند بشناسد، سپس حسن انتخاب و پس از آن عمل شايسته، و بعد از آن حكمت و پس از آن تقوا داشته باشد پس از اينها اگر بتواند فتوا دهد.
٧- عالم بايد بيشتر اهتمام خويش را به علم باطن، مراقبت دل، شناخت راه آخرت و سلوك آن، مصروف بدارد،
و به كشف آنها از راه مجاهده و مراقبه اميد صادق داشته باشد، زيرا مجاهده در دقايق علم قلوب، انسان را به مشاهده مىرساند، و چشمههاى حكمت را در دل جارى مىسازد. امّا كتاب و تعليم در اين راه كافى نيست، و گلهاى حكمت كه بيرون از حدّ و شمارش است تنها از طريق مجاهده، مراقبه، مواظبت بر اعمال ظاهر و باطن، نشستن با خداى در خلوت با حضور قلب و صفاى فكر، پيوستن به خدا و بريدن از غير او باز و شكفته مىشود، چه اينها كليد الهام و سرچشمه كشف است. چه بسيار دانشجويى كه مدّتى دراز به تحصيل پرداخته است ليكن قادر نيست از حدود شنيدههاى خود كلمهاى تجاوز كند، و بسا دانشجويى كه به تحصيل آنچه مهمّ و لازم است بسنده كرده به عمل و مراقبت دل مشغول شده و خداوند ابواب لطايف حكمت را به روى او باز كرده، به گونهاى كه عقول صاحبدلان و خردمندان در كار او دچار