راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩ - پيشگفتار
مىسازد و پايههاى سعادت و نيكبختى را براى او برپا و استوار مىكند او را به صراط مستقيم دلالت، و به راه روشن دعوت مىكند، و به روش اعتدال فرا مىخواند، و به طرق صدق و عدل رهبرى مىكند و عابد نادان مىپندارد اوست كه در پايان كار رستگار و رو سفيد بوده و از آثارى روشن برخوردار خواهد بود.
يگانه راه سعادت جاويد همان است كه پيامبر بزرگوار (ص) به امّت خود نشان داده، و با وصيّتهاى پياپى كه در هر موقع آنها را تكرار مىفرمود اين راه را هموار ساخته است. وصيّت آن حضرت اين بود كه كتاب خدا و عترت وى جانشين اويند و اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا در كنار حوض بر او وارد شوند. هر كس از آنها پيروى كند هدايت پيدا كرده و رشدش را بازيافته، و هر كس از راه آن دو منحرف شود گمراه و هلاك شده است.
اين همان راهى است كه به روى خلايق گشوده شده و جز اين راهى نيست اين همان باب مدينه علم است و بس كه هر كس بخواهد به اين مدينه درآيد، بايد از دروازه آن وارد شود. در آن جا حقيقت، طريقت، حكمت، فقه، عرفان، روايت، درايت، علم، ادب و فضيلت است. خبر دهندگان اين خبر را تصديق كردهاند كه پيامبر (ص) فرموده است: من شهر علمم و على (ع) دروازه آن است، من خانه حكمتم و على در آن است، من خانه علم هستم و على باب آن است، من شهر فقه هستم و على دروازه آن است، من ترازوى علم هستم و على دو كفّه آن است، من ترازوى حكمتم و على زبانه آن است على دروازه علم من است، و پس از من روشنگر رسالت من براى امّتم مىباشد، و امثال اين گونه اخبار بسيار است.
امير مؤمنان (ع) به سبب علاقه شديد به صلاح دينى جامعه، حفظ مصالح عمومى، نجات امّت و حركت دادن آن در مسيرى خوشفرجام از پارهاى مواهب كه خداوند به خاندان پاكش مرحمت كرده و به احدى از جهانيان عطا نفرموده پرده برمىدارد، و مىفرمايد: