راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥١ - فصل علم احوال دل
براى دين خودش مهمّ است غافل است، و هنگامى كه به او مراجعه و مطلب از او پرسيده مىشود، مىگويد: به كار فقه پرداختهام زيرا اين دانش دين است و واجب كفايى است و امر را بر خود و آنانى كه اين علم را از او فرا مىگيرند مشتبه مىكند. ليكن زيركان مىدانند كه اگر غرض او اجراى امر مربوط به واجبات كفايى است لازم است واجب عينى را بر آن مقدّم بدارد بلكه واجبات كفايى بسيارى است كه بر آن مقدّم است. دريغا كه بر اثر فريب و تزوير عالمان بد علم دين كهنه و مندرس شده است. ما به خداوند التجا مىجوييم كه ما را از اين فريبكاريهايى كه باعث خشم پروردگار و خرسندى شيطان است پناه دهد. عالمان ظاهرى كه اهل ورع و پرهيزند به برترى عالمان باطن و ارباب قلوب اقرار دارند. گفته شده است: علماى ظاهر زيور زمين و كشورند. و علماى باطن زينت آسمان و جهان ملكوت مىباشند.»
مىگويم: در مصباح الشّريعه از امام صادق (ع)«٦١» روايت شده كه فرموده است: «علم اساس هر حالت عالى و منتهاى هر پايگاه رفيع است»، از اين رو پيامبر (ص) فرموده است: «دانش بر هر مسلمانى واجب است» و مراد علم پرهيزگارى و يقين است.
حضرت على (ع) فرموده است: «علم را بجوييد هر چند در چين باشد» و اين دانش خودشناسى است كه مايه خداشناسى مىباشد.
پيامبر (ص) فرموده است: «كسى كه خود را شناخت خدا را شناخته است.»
سپس بر توست دانشى را كه صحّت هر عمل و طاعت و عبادت تنها وابسته به آن است فراگيرى، و آن اخلاص مىباشد.
پيامبر فرموده است: «از دانشى كه سودى ندارد به خدا پناه مىبريم» و اين دانشى است كه مانع اخلاص در عمل است، و بايد دانست كه دانش اندك نيازمند عمل بسيار است، زيرا فرا گرفتن يك ساعت علم انسان را ملزم مىكند
«٦١» از اين جا تا آخر فصل در مصباح الشريعه است باب ٦٥ ص ٤٣