راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٤ - فصل شواهد عقلى كه مؤلّف ذكر كرده است
وهم و وسواس مزاحم او نيست از غلط و اشتباه مصون است، ليكن حسّ، بسيارى از اوقات در درك اشيا اشتباه مىكند، چنان كه خورشيد را به اندازه يك اترج (بالنگ) مىبيند، و مقدار جرم آن را مثلا يكصد و شصت برابر جرم زمين مىداند.«١٤٤» و نيز مدركات عقلى امور كلّى ازلى و ذوات نورانييى هستند كه تغيير ناپذيرند، و از جمله آنها خود حق تعالى است كه مبدأ همه كمالات و زيباييها و جمال در عالم وجود است. شماره معقولات تقريبا پايانناپذير است چه موجودات و انواع آنها پايانى ندارد. همچنين مناسبات و روابط ميان موجودات پايانپذير نيست. اين مدركات هر چه زياد شود نيروى خرد انسان را قوّت مىدهد، و بر نورانيّت آن مىافزايد، امّا مدركات حسّى اجسام و اعراضى هستند كه از ميان رفتنى و زايل شدنى نيستند و منحصر به انواع كمى از موجوداتند. اين مدركات چون از لذّتى قوى برخوردار شوند حسّ را تباه مىكنند. فى المثل چشم كه از روشنايى لذّت و از تاريكى رنج مىبرد، از روشنايى زياد دچار تباهى و فساد مىشود، همچنين آواز شديد گوش را تباه و پس از آن مانع فهميدن آواز آهسته مىگردد. و نيز چنان كه گفتهاند گواراترين لذّات جسمى زناشويى و خوردن خوراكهاى لذيذ و آنچه از اين قبيل است، مىباشد با اين حال كسى كه اندكى لذّت غلبه بر حريف را هر چند در امورى پست مانند شطرنج و نرد چشيده است چنانچه اين دو امر بر او عرضه شود احيانا آنها را ردّ مىكند و نمىپذيرد، زيرا لذّت غلبه موهومى جاى اين دو لذّت را گرفته است. و گاهى خوردنى و مباشرت با زن به انسان پيشنهاد مىشود كه چون مايه شرمسارى او مىگردد، دست از آنها باز مىدارد، و قهرا در اين جا رعايت شرم و آزرم براى او برتر و لذيذتر از خوردنى و همبسترى با زن مىباشد. و هر گاه به افراد كريم و سخاوتمندى لذّت بخشش بجا و بموقعى پيشنهاد شود، آنان آن را بر لذّت حيوانى شهوتآميزى كه مطلوب مردم است ترجيح مىدهند، و ديگران را در
«١٤٤» اين عقيده پيشينيان بوده است