راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦١٢ - فصل دعاى پس از نماز
جلال او، و براى برخى ديگر افعال او، و براى دستهاى دقايق علوم معامله منكشف مىشود و تعيين اين معانى در هر موقع اسبابى پنهانى دارد كه از حدّ خارج است. چيزى كه با كشف بيشتر مناسبت دارد همّت است زيرا همّت اگر صرف چيز معيّنى شود كشف در آن چيز سزاوارتر خواهد بود. و چون اين امور را تنها در آيينههاى صيقلى شده مىتوان ديد، و آيينهها همه زنگار گرفتهاند، هدايت از دلها رخت بربسته است، و اين به سبب آن نيست كه منعم در اعطاى هدايت بخل ورزيده باشد بلكه به سبب آن است كه زنگار بر صفحه دلها متراكم شده و راه هدايت را مسدود كرده است از اين رو زبانها به انكار امثال اين مطالب مىپردازند، چه انكار غير حاضر مقتضاى طبيعت آدمى است، فى المثل اگر جنين عقل مىداشت امكان وجود انسان را در پهنه فضا انكار مىكرد، و اگر كودك داراى قوه تميز مىبود چه بسا آنچه را خردمندان از ملكوت آسمانها و زمين ادراك مىكنند منكر مىشد. به همين گونه انسان در هر مرحلهاى كه هست تقريبا مرحله پس از آن را انكار مىكند، و كسى كه مرتبه ولايت را منكر شود، بر او لازم مىآيد كه مرتبه نبوّت را نيز انكار كند خلايق جوراجور آفريده شدهاند لذا نبايد هر كسى آنچه را برتر از درجه اوست انكار كند آرى چون درك اين مراتب را از طريق مجادله و بحثهاى مشوّش طلبيدند، نه از راه تصفيه دل از غير خدا، به آن نرسيدند و در نتيجه به انكار آن پرداختند.
بارى كسى كه اهل مكاشفه نيست دست كم بايد به غيب ايمان آورد، و آن را تصديق كند تا مطلب به تجربه براى او روشن شود. در خبر آمده است: «چون بنده به نماز ايستد حقّ تعالى حجاب ميان خود و بندهاش را برمىدارد. و با او روبرو مىشود، و فرشتگان از بالاى شانه او تا آسمان مىايستند، و در نماز به او اقتدا مىكنند، و بر دعاى او آمين مىگويند، و بر نمازگزار از پهنه آسمان تا فرق سرش خوبى نثار مىشود، و نداكنندهاى ندا مىدهد كه اگر نمازگزار مىدانست با چه كسى راز و نياز مىكند به چيز ديگر نمىپرداخت. درهاى آسمان بر روى نمازگزاران گشوده مىشود، و خداوند به سبب صدق نمازگزار