راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٠٧ - فصل معناى تشهد و گفتار مرحوم شهيد
آن را پليد و ناپاك مىشمارد پديد آمده، و در حالى كه وجود نداشته موجود شده است. خداوند سجود را قرار داده تا بشر با دل و درون و روح خود به او تقرّب جويد، پس هر كس به او تقرّب يافت از غير او دورى گزيد، آيا نمىبينى كه در ظاهر حال نيز سجود واقع نمىشود مگر آن كه نمازگزار خود را از همه اشيا دور، و از هر چشمى كه او را ببيند محجوب بدارد. امر باطن را نيز خداوند به همين گونه خواسته و اراده فرموده است، كسى كه در نماز دلش به چيزى غير از خدا وابسته باشد به همان چيز نزديك، و از حقيقت آنچه خداوند در نماز از او خواسته است دور مىباشد. خداوند متعال فرموده است: ما جَعَلَ الله لِرَجُلٍ من قَلْبَيْنِ في جَوْفِهِ، پيامبر خدا (ص) فرموده است: كه خداوند مىفرمايد، چون بر دل بنده نظر افكنم و بدانم كه آن دوستدار اخلاص براى اطاعت من و خواهان خشنودى من است اصلاح حال او و تدبير امور او را متكفل مىشوم و به او نزديك مىگردم، و كسى كه در نمازش خود را به غير من مشغول كند او از جمله كسانى است كه خود را ريشخند كرده و نام او در ديوان زيانكاران ثبت مىشود.
فصل: معناى تشهد و گفتار مرحوم شهيد
يكى از دانشمندان«٤٤» ما مىگويد: هنگامى كه پس از آن اعمال دقيق و اسرار عميقى كه مشتمل بر خطرهاى بزرگ و بيم و هراسهاى عظيم است براى تشهّد نشستى، احساس ترس و شرم كن از اين كه اعمالى را كه به جا آوردهاى مبادا به گونهاى كه بايد انجام شود واقع نشده و اداى وظيفه نگرديده و شرايط آنها به عمل نيامده باشد، و در نتيجه عبادات تو در ديوان پذيرفتهشدگان به ثبت نرسيده، و دست تو از فوايد آنها خالى مانده باشد و شايد كه خداوند به رحمت خود آنها را برايت تدارك ببيند، و به فضل و كرم خويش عمل ناقص تو را بپذيرد. اينك به مبدأ امر و اساس دين بازگرد، و اگر چيزى جز اين در دست ندارى به كلمه توحيد و دژ مستحكم الهى تمسّك جوى دژى كه هر كس وارد
«٤٤» مقصودش شهيد دوم در كتاب اسرارالصلوةاست