راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٩٨ - فصل دعاى استفتاح
فصل: دعاى استفتاح
غزّالى مىگويد: امّا دعاى استفتاح نخستين كلمات آن اين است كه بگويى:
وجّهت وجهى للذى فطر السماوات و الارض حنيفا مسلما، مراد از وجه چهره ظاهر نيست، چه تو صورت خود را در اين حال متوجّه قبله كردهاى و خداوند سبحان منزّه است از اين كه در جهات محدود باشد تا تو صورت خود را به سمت او كنى، بلكه مقصود روى دل است كه متوجّه آفريننده آسمانها و زمين مىشود، و بايد بنگرى آيا دلت متوجّه آرزوها و مقاصدت در خانه و بازار و در پى خواستها و شهوات توست يا متوجّه آفريننده زمين و آسمانهاست. بپرهيز از اين كه مناجات خود را با كذب و دروغپردازى آغاز كنى، و دل رو به سوى خدا نمىكند مگر آنگاه كه از هر چه غير خداست روى بگرداند. پس اگر نمىتوانى هميشه دل به سوى خدا داشته باشى بكوش كه در حال نماز دلت را متوجّه او كنى تا در آن حال راست گفتار به شمار آيى. هنگامى كه مىگويى:
حنيفا مسلما بايد به خاطر آورى مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبانش ايمن باشند، و اگر چنين نباشى در اين ادّعا نيز دروغگويى، و بايد بكوشى كه در آينده يك چنين مسلمانى باشى و از گذشته پشيمان بوده و بر آن افسوس خورى. هنگامى كه مىگويى: و ما انا من المشركين شرك خفىّ را به ياد آور، زيرا قول خداوند متعال كه فرموده است: فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً«٣٢» در مورد كسى نازل شده است كه قصد او در عبادت پروردگار هم جلب رضاى او و هم تحصيل ستايش مردم است، و از اين نوع شرك بپرهيز و از اين كه خود را از جرگه مشركان خارج مىكنى بىآن كه از اين شرك جدا و از آن بيزار باشى در دل احساس شرمندگى كن، زيرا واژه شرك هم بر اندك آن اطلاق مىشود و هم بر بسيار
«٣٢» كهف / ١١٠: پس هر كس اميد لقاى پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد و كسى رادر عبادت پروردگارش شريك نكند