راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٩٧ - فصل تكبير
غزّالى مىگويد: هنگامى كه تكبير را بر زبان جارى مىكنى، بايد دلت آن را تكذيب نكند، و اگر در دلت چيزى از خداوند بزرگتر باشد پروردگار گواهى خواهد داد كه تو دروغگويى هر چند اين سخنت راست مىباشد، چنان كه خداوند بر دروغ منافقان گواهى داد كه مىگفتند: محمّد (ص) پيامبر خداست. (زيرا اعتقاد به پيامبرى آن حضرت نداشتند) و اگر هوسهايت بيش از اوامر خداوند بر تو چيره باشند و بيش از آن كه از اوامر الهى پيروى كنى فرمانبردار آنها باشى بىشكّ هوسهايت را به خدايى گرفتهاى و بزرگ داشتهاى، و گفتن الله أكبر از سوى تو مجرّد حركت زبان است و دل با آن همراه نيست، در چنين حالتى اگر توبه و استغفار و خوشگمانى به كرم و بخشش پروردگار در ميان نباشد خطرى بس بزرگ موجود است.
مىگويم: در مصباح الشريعة«٣١» آمده كه امام صادق (ع) فرموده است:
هنگامى كه تكبير گفتى همه آنچه را كه ميان زمين و آسمانهاست در برابر كبريايى خداوند كوچك بشمار، چه خداوند متعال هنگامى كه به دل بندهاش نظر و مشاهده كند كه او در حالى تكبير مىگويد كه در قلبش شايبهاى نسبت به حقيقت تكبيرش وجود دارد به وى خطاب مىكند: اى دروغگو مرا فريب مىدهى؟ به عزّت و جلالم سوگند تو را از شيرينى ذكر خود محروم مىگردانم، و از قرب خويش و مسرّت به مناجاتم محجوب مىسازم.
اكنون به هنگام نماز دلت را بيازماى، اگر شيرينى ياد او را در آن مىيابى و سرور و فرح در جان خود احساس مىكنى و دلت را به سبب مناجات با او شادمان مىبينى، و از راز و نياز گفتن با او لذّت مىبرى بدان خداوند تو را در تكبيرى كه گفتهاى و او را بزرگ داشتهاى تصديق كرده است، و گرنه از اين كه لذّت مناجات خود را از تو سلب و تو را از شيرينى عبادت محروم ساخته است بدان كه اين دليل است بر اين كه خداوند تكبيرت را تكذيب كرده و تو را از درگاه خود رانده است.
«٣١» همان ماخذ باب سيزدهم