راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٨٤ - اسباب معانى ششگانه مذكور
ابو جهم برايم بياوريد.» همچنين آمده است كه آن حضرت دستور داد بند كفشش را عوض كنند در نماز نظر آن حضرت بر آن بند كفش كه نو بود افتاد، دستور داد آن را جدا كنند و همان بند كهنه را بر آن بگذارند«١٣».
و نيز نقل شده است كه آن حضرت نعلينى به پاى كرد كه از خوبى آن خوشش آمد، سجدهاى به جاى آورد و فرمود: «در برابر پروردگارم فروتنى كردم باشد كه بر من خشم نگيرد.» سپس آن را از پاى بيرون آورد، و به نخستين سائلى كه با وى ديدار كرد داد، و به على (ع) فرمود تا نعلينى از پوست گاو كه پيراسته و بىمو بود براى او خريد و آن را پوشيد.«١٤»
و نيز در دست انگشترى از زر داشت- و اين پيش از حكم حرمت طلا براى مردان بود- در آن هنگام كه آن حضرت بالاى منبر بود آن را بينداخت و فرمود: «اين مرا مشغول داشته، نگاهى به اين و نگاهى به شما.»«١٥»
مىگويم: نسبت دادن اين گونه روايات به پيامبر اكرم (ص) در خور جلالت قدر آن حضرت نيست. و اينها شبيه رواياتى است كه سنيّان طبق عادت خود جعل مىكنند تا اعمال مشابه رهبران خود را از طعن مخالفان محفوظ بدارند، و خدا داناست.
غزّالى مىگويد: گفتهاند: يكى از اصحاب در بستان خود كه داراى درختانى بود نماز مىگزارد. در اين ميان پرندهاى بر روى درخت پريد و راهى براى خروج خود مىجست، او از اين خوشش آمد، و مدّتى با نگاه خود او را تعقيب مىكرد، در نتيجه نفهميد چند ركعت نماز به جا آورده است، وى به نشانه پشيمانى از عمل خود و جبران آنچه از او فوت شده آن بستان را صدقه داد.
آرى آنان بدين گونه ريشه افكار مزاحم را قطع، و كفّاره نقصان نماز را پرداخت مىكردند، و داروى قطعى كه مىتواند ماده بيمارى را از ميان ببرد همين است و جز آن دارويى ندارد. زيرا آنچه را كه ما درباره نرمش و مداراى با
«١٣» صحيح مسلم ج ٢ ص ٧٨ سنن نسائى ج ٢ ص ٧٢ سنن ابن ماجه شماره ٣٥٥٠
«١٤» شرف الفقراء ابن حقيق با سندى ضعيف (المغنى )
«١٥» سنن نسائى ج ٨ ص ١٩٥ از ابن عباس