راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٨٣ - اسباب معانى ششگانه مذكور
بزور بر فهم آنچه در نماز مىخواند وادار كند، و او را از غير آن منصرف گرداند، و آنچه مىتواند او را در اين راه كمك كند آن است كه پيش از گفتن تكبيرة الاحرام خود را آماده اين كار كند. بدين ترتيب كه نفس را به ياد آخرت اندازد و موقعيّت خويش را در راز و نياز گفتن با حق تعالى و اهميّت حضور در پيشگاه او و هول مرگ را به ياد خود آورد، و دل را پيش از گفتن تكبير واجب از امورى كه او را مشغول مىكند فارغ سازد، و چيزى باقى نگذارد كه خاطرش بدان متوجّه گردد. پيامبر (ص) به عثمان بن ابى شيبه فرمود: «من فراموش كردم به تو بگويم تا ديگى را كه در خانه است بپوشانى زيرا نبايد در خانه چيزى باشد كه مردم را از نمازشان به خود مشغول كند.»«١٢»
اين راهى براى آرام كردن افكار است، ليكن اگر با اين داروى تسكين دهنده افكار او از هيجان باز نايستد راه نجات او منحصر به دارويى است كه بتواند ريشههاى درد را از عروق او بيرون كشد، و آن دارو اين است كه در امورى كه فكر او را به خود مشغول داشته و مانع حضور قلب اوست بنگرد، و شكّ نيست كه اين امور به يكى از مقاصد مهمّ او برگشت دارد و آنچه مايه اهميّت آن مقصود شده شهوات اوست لذا بايد نفس خويش را با جدا شدن از اين شهوات و ترك اين علايق مجازات كند، چه هر چيزى او را از نماز بازمىدارد دشمن دين اوست، و دشمن او لشكر ابليس است و بديهى است نگه داشتن آن زيانبارتر از بيرون كردن آن خواهد بود لذا خلاصى او موكول به اين است كه آن را از خويشتن دور كند.
چنان كه روايت شده است پيامبر (ص) لباس نقشدارى را كه ابو جهم براى او آورده بود پوشيد و با آن نماز گزارد، پس از نماز آن را بيرون آورد، و فرمود:
«اين را نزد ابو جهم بريد كه آن مرا در نماز مشغول داشت و لباس بىنقش از
«١٢» عراقى گفته است : اين حديث را ابوداوود از حديث عثمان الحجى كه همان عثمان بن طلحه است نقل كرده چنان كه در مسند احمد نيز آمده است اين كه مصنف گفته است پيامبر صلى اللهعليه و آله و سلم اين را به عثمان بن شيبه فرموده اشتباه است