راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٨٠ - اسباب معانى ششگانه مذكور
ندارند دستهاى ديگر در سرتاسر نماز خود قلبشان ذرّهاى غايب نيست بلكه چنان در عبادت مستغرق مىشوند كه اگر جريانى در پيش روى آنها واقع شود آن را احساس نمىكنند از اين رو هنگامى كه ستونى در مسجد فرو ريخت و مردم به تماشاى آن گرد آمده بودند بعضى كه در مسجد (مشغول نماز) بودند آن را حسّ نكردند. همچنين برخى مدّتها در نماز جماعت حاضر مىشدند ليكن هرگز افرادى را كه در چپ و راست آنها قرار داشتند نشناختند، و صداى تپش قلب ابراهيم خليل (ع) در نماز از دو ميلى شنيده مىشد، و كسانى بودند كه در نماز رخسارشان زرد مىشد، و بدنشان به لرزه درمىآمد، و اينها هيچ كدام مستبعد نيست، چه چند برابر اين حالات در امور دنيا و ترس از پادشاهان با همه ضعف و عجز اين شاهان و پستى بهرهاى كه از آنها حاصل مىگردد در مردم مشاهده مىشود به طورى كه اگر كسى بر پادشاهى يا وزيرى وارد شود، و با او درباره مطلبى سخن بگويد، چون از نزد او بازگردد اگر از او بپرسند چه كسانى پيرامون شاه يا وزير حضور داشتهاند و يا لباس شاه چگونه بود قادر به دادن پاسخ نخواهد بود، زيرا تمام فكرش متوجّه شخص شاه بوده و توجّهى به جامه و يا اطرافيان او نداشته است. وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا«١٠» از اين رو بهره هر كسى از نمازش به اندازه ترس و خشوع و تعظيم اوست، زيرا دل محلّ نظر پروردگار است نه ظاهر حركات. يكى از اصحاب گفته است: مردم در روز بازپسين بر وضع آنها در نماز از حيث طمأنينه و آرامى و احساس آسودگى و لذّت محشور مىشوند، و راست گفته است، چه انسان بر صورتى كه مرده است برانگيخته مىشود، و بر صورتى كه با آن زندگى كرده است مىميرد، و در آن حال قلب او معتبر است نه شخص او، زيرا در سراى آخرت صورت انسانها در قالب صفات دلها ساخته و ظاهر مىشود، و تنها كسى كه داراى قلب سليم است در پيشگاه خدا رستگار خواهد شد.
«١٠» انعام / ١٣٢: و براى هر يك (از اين دو دسته ) از آنچه عمل كردند درجاتى است