راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٧٨ - اسباب معانى ششگانه مذكور
٣- سبب تعظيم و اين حالتى است قلبى كه از دو شناخت پديد مىآيد: يكى شناختن جلال و عظمت پروردگار كه آن از اصول ايمان شمرده مىشود، زيرا كسى كه معتقد به عظمت او نيست تن به تعظيم او نمىدهد ديگرى شناختن حقارت نفس خويش و پستى آن است، و اين كه بداند او بندهاى مقهور و مملوك است، تا با شناخت اين دو امر حالت زارى و فروتنى و خشوع براى خدا در او پديد آيد، و اين را تعظيم گويند. و تا معرفت حقارت نفس با معرفت جلال پروردگار همراه نشود حالت تعظيم و خشوع حاصل نخواهد شد، چه كسى كه از غير بىنياز، و بر نفس خويش ايمن باشد ممكن است عظمت غير خود را بشناسد، ليكن حالت خشوع و تعظيم در برابر او نخواهد داشت، زيرا نيمى از معرفت را كه عبارت از شناخت حقارت نفس و احتياج ذاتى اوست فاقد است.
٤- هيبت و خوف حالتى است نفسانى كه ناشى از شناخت قدرت و قهر و غلبه خداوند، و نفوذ مشيّت او در وى توأم با بىمبالاتى و عدم اهتمام در اجراى تكاليف است. او مىداند اگر خداوند خلق اوّلين و آخرين را هلاك گرداند ذرّهاى نقصان در پادشاهى او راه نمىيابد علاوه بر اين از اين نكته نيز آگاه است كه بر پيامبران و اولياى خدا چه مصيبتها و بلاهاى گوناگونى گذشته با اين كه قدرت بر دفع آنها به حدّ كمال در آنان وجود داشته است، و اين خلاف چيزى است كه از شاهان روى زمين ديده مىشود. خلاصه هر قدر بر دانش انسان نسبت به پروردگار متعال افزوده شود خوف و خشيت او افزايش مىيابد، و ما اسباب پيدايش خوف را در بخش منجيات بيان خواهيم كرد.
٥- اميد يا رجا سبب آن معرفت به لطف و كرم حق تعالى و انعام عام و لطايف صنع او است، و اين كه در وعده خود كه بهشت را پاداش نماز قرار داده صادق است، و چون به لطف او معرفت، و به وعده او يقين حاصل شود ناچار از مجموع آنها اميد پديد مىآيد.
٦- شرم يا حيا سبب آن احساس كوتاهى در عبادت و شناختن عجز از اداى حقّ بارى تعالى است، و دو چيز مايه تقويت اين خصلت است، يكى شناخت