راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٦٨ - تمييز واجب و مستحب و تفاوت بعضى از مستحبّات با يكديگر
فقدانش باعث از ميان رفتن زيبايى به طور كلّى نيست بلكه آنچه مايه كمال زيبايى است از دست مىرود مانند كمانى ابرو، سياهى موى محاسن، تناسب اندام و آميختگى سرخ و سپيدى رخسار، و اينها درجات متفاوت اعضاى بدن است عبادت نيز به همين گونه است و صورتى كه شرع آن را تصوير كرده، و ما را به اداى آن مكلّف ساخته است، روح و حيات باطنى آن خشوع، نيّت، حضور قلب و اخلاص است كه ما اينها را بزودى شرح خواهيم داد چرا كه ما اكنون در مقام بيان اجزاى ظاهرى آنيم. بنابراين ركوع، سجود، قيام و ديگر اركان نماز به منزله قلب، سر و كبد است، و با معدوم شدن يكى از آنها نماز باطل مىشود، و مستحبّاتى كه ما آنها را ذكر كرديم از قبيل بالا بردن دستها، دعاى استفتاح و جز آنها به منزله دستها، چشمها و پاهاست كه با نبودن آنها نماز باطل نمىشود، چنان كه با عدم اعضاى مذكور حيات انسان از ميان نمىرود ليكن به سبب فقدان هر يك از آنها انسان زشت و ناپسند و منفور مىگردد. به همين گونه اگر كسى نماز را به حدّاقل صورت خود به جا آورد و بدان اكتفا كند مانند اين است كه كسى بنده زنده دست و پا بريدهاى را به پادشاهى اهدا كند، و امّا هيأتها امورى جدا از سنّتها مىباشند و به منزله اسباب زيبايى ابروها، محاسن و مژگان و رنگ چهرهاند. امّا لطايف آداب اين سنّتها در حكم مكمّلات اين زيباييها مىباشند مانند كمانى بودن ابروها و مدوّر بودن محاسن و جز اينها. و نماز مايه قرب تو و تحفهاىست كه به وسيله آن به درگاه ملك الملوك تقرّب مىجويى، و مانند كنيزكى است كه طالبان قرب به سلاطين به پيشگاه آنها هديّه مىكنند، و اين تحفه تو بر خداوند عرضه مىشود، و در روز رستاخيز به تو بازمىگردد، و تو داراى اين اختيارى كه صورت آن را زيبا و يا زشت گردانى اگر چهره آن را زيبا كنى سود آن به تو بازمىگردد، و اگر آن را زشت گردانى كارى به زيان خود كردهاى. و سزاوار نيست كه بهره تو از تحصيل و تمرين فقه اين باشد كه واجب را از مستحبّ بازشناسى، ليكن از صفات سنّت چيزى عايد تو نباشد جز اين كه بدانى ترك آن جايز است و آن را ترك كنى، و اين مانند گفتار پزشك