راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٦٧ - تمييز واجب و مستحب و تفاوت بعضى از مستحبّات با يكديگر
تشهّد، پس از آنها ذكر ركوع و سجود و سپس سلام و پس از آنها تكبيرات مستحبّ و بعد قنوت، و پس از آن گفتن اعوذ بالله ... و پس از آن دعاى افتتاح اخير و بعد از آن دو دعاى اوّل نماز و سپس ديگر اذكار است، و اين تفاوت و تفضيل مناسب با طريقه شيعه است كه ما آن را از فحواى احاديث و اخبار دريافته و دانستهايم، و هيچ يك از دانشمندان مذهب تشيّع را نيافتهايم كه در اين باره چيزى گفته باشد«١٤».
غزّالى پس از تعيين واجبات و مستحبّات نماز و فضيلت بعضى از مستحبّات بر بعضى ديگر طبق طريقه عامّه مىگويد: اگر بگويى جدا كردن واجبات از مستحبّات امرى معقول و قابل درك است، زيرا با فوت واجب نماز باطل، و عقوبت متوجّه مىشود در حالى كه مستحبّ چنين نيست، امّا جدا كردن مستحبّات از يكديگر كه بر سبيل استحباب به آنها دستور داده شده و در عمل به آنها اميد ثواب است و در ترك آنها عقابى نيست چه معنايى دارد؟
اينك بدان كه اشتراك آنها در ثواب و عقاب و يا استحباب، تفاوت آنها را برطرف نمىكند، و من با آوردن مثالى آن را براى تو روشن مىسازم، و آن اين كه آدمى انسان و موجودى كامل نيست مگر به سبب معناى باطنى و اعضاى ظاهرى خود، و معناى باطنى او حيات و روح است، و ظاهر اندام اعضاى اوست، برخى از اين اعضا به گونهاى است كه اگر يكى از آنها نابود شود انسان نابود مىگردد و زندگى او از دست مىرود مانند قلب، كبد، مغز و برخى ديگر با عدم آن حيات انسان معدوم نمىشود ليكن مقاصد زندگى او از ميان مىرود مانند چشم، دست، پا، زبان، و بعضى از آنها به نحوى است كه با فقدان آنها نه حيات و زندگى از دست مىرود و نه مقاصد آن بلكه بر اثر عدم آن زيبايى انسان از ميان مىرود مانند ابروها، محاسن، مژگانها و رنگ رو، و پارهاى از آنها
«١٤» درهامش برخى از نسخه ها از سوى شارح چنين ذكر شده است : غزالى و نيز از اصحاب ما كسى درباره برترى بعضى از واجبات بر بعضى ديگر و تفاوت درجه آنها سخنى نگفته است و اين ازويژگيهاى كتاب حاضر است