راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٦٠ - باب دوّم در چگونگى اعمال ظاهرى نماز
براى خدا به جا مىآورد، تا از نماز قضا چنانچه اداى آن را قصد كند و همچنين نماز واجب از نافله و ظهر از عصر و جز اينها جدا و مشخصّ گردد، و نيّت با يكى از تكبيرات هفتگانه افتتاحيّه همزمان باشد و آن را تكبيرة الاحرام قرار دهد، و با گفتن هر يك از تكبيرها دستها را بلند كند، چه اين عمل مايه زينت نماز و بندگى است و براى امام تأكيد شده است. در هنگامى كه دستها را بلند مىكند كفها را مقابل قبله قرار دهد، و انگشتان را بجز انگشت شست به همديگر بچسباند، و كفهاى دست را از گوشها بالاتر نبرد، و تكبير را در آغاز بلند كردن دستها بگويد، و با انتهاى بلند كردن دستها تكبير را به پايان برساند، و در همه تكبيرهاى نماز به همين گونه رفتار كند. همزه اسم جلاله (الله) و اكبر همزه قطع بدون مدّ مىباشند، و هاى جلاله را به طور خفيف بدون اشباع مضموم كند، و ميان لام و هاء بيش از حدّ معمول مدّ ندهد، و راى اكبر را مجزوم كند، و نبايد مضموم گردد. نمازگزار با گفتن تكبيرهاى هفتگانه ادعيّه آنها را بخواند، و به هنگام گفتن تكبير سوّم بگويد: «اللهم انت الملك الحق لا اله الا انت سبحانك انّى ظلمت نفسى فاغفرلى ذنبى انه لا يغفر الذنوب الا انت، و پس از تكبير پنجم بگويد: «لبّيك و سعديك«٢» و الخير فى يديك و الشرّ ليس اليك، المهدىّ من هديت لا ملجأ منك الا اليك سبحانك و حنانيك تباركت و تعاليت سبحانك رب البيت،» در برخى از روايات پس از جمله «و المهدى من هديت» آمده است «منك و بك و لك و اليك» و پس از تكبير هفتم بگويد: «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ عالم الغيب و الشهادة حنيفا مسلما وَ ما أَنَا من الْمُشْرِكِينَ، إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ و انا من المسلمين» و در بعضى از اخبار به جاى «عالم الغيب
«٢» ((لبيك و سعديك )) يعنى پياپى به فرمانبردارى تو بر مى خيزم و براى امتثال اوامرت از تويارى مى جويم ((والشر ليس اليك )) يعنى بدى به تو نسبت داده نمى شود و از تو سر نمى زندحنان به تخفيف نون به معناى مهربانى و با تشديد به معناى مهربان است و ((سبحانك وحنانيك )) يعنى تو را از آنچه سزاوارت نيست پاك مى دانم و رحمت پياپى تو را در خواست مى كنم