راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٦٧ - قسم اوّل در طهارت از خبث
شرط دانستهاند، و اگر اين كار به عكس انجام شود بنابراين كه آب قليل با ملاقات نجاست نجس مىشود، آب نجس شده و طهارت محلّ صورت نگرفته است، و شهيد اين قول را باطل شمرده، زيرا امتزاج آب با نجاست در هر دو صورت تحقّق مىيابد، و ورود آب بر آن مانع صدق تلاقى آن با نجاست نيست، از اين رو وى در هر دو حال قائل به نجاست آب و طهارت محلّ شده است. امّا حقّ اين است كسى كه قائل است به اين كه آب قليل به مجرّد ملاقات با نجاست نجس مىشود ناچار است يكى از دو امر را بپذيرد، يا اقوال وارد را تخصيص دهد به آب قليلى كه با عين نجاست ملاقات كرده نه با متنجّس يعنى چيزى كه نجاست آن به غير تطهير شرعى زايل مىشود، و يا ازاله نجاست با آب قليل را مطلقا جايز نداند، و دوّمى خلاف اجماع بلكه از ضروريّات دين است بنابراين اوّلى جايز و محقّق است، و آنچه مؤيّد آن مىباشد اين است كه از ادلّه وارد در اين باب چيزى بيش از اين استفاده نمىشود. بنابراين واجب است در هر نجاستى متنجّس دو بار شسته شود تا دربار اوّل عين نجاست برطرف گردد، و در اين بار غساله و محلّ طهارت به نجاست باقى هستند، و با شستن بار دوّم هر دو پاك مىشوند، و فرقى ميان ورود آب بر نجاست و عكس آن نيست، و در اين باره شواهدى از اخبار در دست است. حتى مىگوييم: براى نجس شدن غير از آب به سبب تماس با متنجّس نيز هيچ دليلى وجود ندارد، و چنان كه از بررسى اخبار روشن مىشود، ادلّه موجود تنها گوياى اين است كه اشيا بر اثر تماس با عين نجاسات نجس مىشوند، حتى بسا از بعضى اخبار حكم به طهارت اشيايى كه با متنجّس ملاقات مىكنند استفاده مىشود، و با تمسّك به اين اخبار ريشه وسواس از روى زمين كلا بركنده مىشود. جز آن كه اين فتوا از نظر مردم امر بزرگى است مگر براى مردمى كه خداوند آنان را هدايت فرموده است، زيرا وسواسيهايى كه بيشتر اهل تقليدند صدور چنين فتوايى را بزرگ و غير منتظره مىشمارند، و نعمت خدا را كفران و در برابر وسعت رحمت او ناسپاسى مىكنند. در حديث آمده است: «خوارج به سبب نادانى بر خويشتن سخت گرفتند،