راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٧ - فصل اختلاف ظاهر و باطن
شده است در اين باره احاديثى از ائمّه اهل بيت (ع) نقل كردهايم.
فصل: اختلاف ظاهر و باطن
اگر بگويى: چون آيات و اخبارى كه ذكر شد مىتواند مورد تأويل قرار گيرد لازم است چگونگى اختلاف ميان ظاهر و باطن روشن گردد، چرا كه اگر باطن با ظاهر تناقض داشته باشد ابطال شرع لازم مىآيد، و اين مصداق قول كسى است كه گفته است: حقيقت خلاف شريعت است، و اين سخن كفر است، چه شريعت عبارت از ظاهر و حقيقت همان باطن است، و اگر اين دو با هم تناقض و مخالفتى نداشته باشند يكى خواهند بود و انقسام موردى ندارد، و ديگر براى شرع سرّى نيست تا آن را فاش نكنند بلكه پوشيده و آشكار يكى خواهد بود.
پاسخ اين است كه بدانى اين پرسش امرى بزرگ و ناگوار را پيش مىآورد، و به علم مكاشفه منجر مىشود، و گفتگو از مورد بحث ما كه علم معامله و غرض ما در اين كتاب است خارج مىگردد، چه اين عقايدى كه ذكر كرديم از اعمال قلوب است، و ما مكلّفيم كه آنها را قلبا مورد قبول و تصديق قرار دهيم، نه اين كه براى كشف حقايق آنها تلاش كنيم، چرا كه همه مردم مكلّف به اين امر نيستند، و اگر اين عقايد از اعمال نبود ما آنها را در اين كتاب نمىآورديم، و اگر از اعمال ظاهر قلب نه از اعمال باطن به شمار نمىآمد ما آن را در بخش نخست اين كتاب ذكر نمىكرديم، و كشف حقيقى تنها صفت سرّ دل و باطن آن است، ليكن چون سخن به اينجا رسيد كه تناقض ظاهر و باطن توهّم مىشود، براى رفع آن ناگزير از سخنى كوتاهيم، چه هر كس بگويد حقيقت مخالف شريعت يا باطن با ظاهر در تناقض است، سخن او به كفر نزديكتر است تا به ايمان، بلكه اسرارى كه درك آنها به مقرّبان اختصاص دارد، و بيشتر مردم در دانستن اسرار مذكور با آنها مشاركت ندارند، و مقرّبان از فاش كردن آنها امتناع مىكنند به پنج قسم منقسم مىشود: ١- اين كه چيزى ذاتا دقيق است، و بيشتر فهمها از درك آن ناتوانند، و