راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٦ - فصل در نكوهش علم كلام و اندازه آن
پيامبر (ص) فرموده است: «اگر آنچه را مىدانم مىدانستيد خندهتان كم و گريهتان بسيار بود.»«٣١»
اى كاش مىدانستم كه اگر آنچه را پيامبر خدا (ص) مىدانسته سرّى نبوده كه به سبب نارسايى فهم مردم از درك آن يا به سبب ديگر از افشاى آن ممنوع بوده چرا آن را براى مردم بيان نكرده است، و شكّى نيست كه اگر آن را بيان مىكرد، مردم او را تصديق مىكردند. ابن عبّاس درباره قول خداوند متعال:
الله الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ من الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ«٣٢» گفته است:
اگر تفسير آن را بيان كنم سنگسارم مىكنيد، و در روايت ديگر آمده:
مىگوييد او كافر است.
سهل شوشترى گفته است: عالم را سه نوع علم است: ١- علم ظاهر كه آن را در اختيار اهل ظاهر مىگذارد ٢- علم باطن كه آن را جز به اهلش اظهار نمىكند ٣- علمى كه تنها ميان او و خداوند است و آن را براى هيچ كس ظاهر نمىسازد.
يكى از عارفان گفته است: فاش كردن سرّ ربوبى كفر است. يكى ديگر از آنها گفته است: خداوند را سرّى است اگر آن را ظاهر كند نبوّت باطل مىشود، و نبوّت را نيز سرّى است كه اگر فاش شود علم باطل مىگردد، و عالمان ربّانى را نيز سرّى است كه اگر آن را ظاهر كنند احكام باطل مىشود. و اگر گوينده مذكور مقصودش اين نباشد كه نبوّت درباره ضعفا به سبب نارسايى فهم آنها باطل مىشود، گفته او درست نخواهد بود، بلكه صحيح اين است كه سرّ ربوبيّت با نبوّت در تناقض نيست، و انسان كامل كسى است كه انوار معرفت او نور ورع وى را خاموش نكند، و ملاك ورع شريعت است.
مىگويم: ما در باب دوّم از كتاب علم در آنجا كه علم آخرت شرح داده
«٣١» مسند احمد ج ٢ ص ٢٥٧ ٣١٢ و ٤٣٢
«٣٢» طلاق / ١٢: خداوند كسى است كه هفت آسمان را آفريد و از زمين نيز همانند آن را فرمان او درميان آنها پيوسته نازل مى شود