راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٥ - فصل در نكوهش علم كلام و اندازه آن
فصل
غزّالى مىگويد: «اگر بگويى در اين گفتار اشاره است به اين كه علوم مذكور را ظواهر و اسرارى است كه بعضى از آنها روشن و آشكار و برخى پوشيده است كه سرانجام با مجاهده، رياضت، تلاش پيگير، انديشه پاك و درونى كه بجز مطلوب از هر نوع مشغوليّتهاى دنيوى خالى باشد روشن و آشكار مىگردد، و اين سخن تقريبا مخالف شرع است، زيرا در شرع ظاهر و باطن و نهان و آشكارى وجود ندارد بلكه در شرع همه اينها يكى است، پاسخ اين است كه بدانى انقسام آن علوم به خفّى و جلّى مورد انكار هيچ صاحب بصيرتى نيست، و تنها كوتهانديشانى كه در آغاز كودكى چيزى فرا گرفته و بر آن مانده و گامى فراتر نگذاشته و مقام علما و اوليا را احراز نكردهاند آن را انكار مىكنند، در حالى كه ادلّه شرعى گوياى آن است.
پيامبر (ص) فرموده است: «قرآن ظاهر و باطن و حدّ و مطلعى دارد.»«٢٦»
و نيز فرموده است: «ما گروه پيامبران مأموريم با مردم به اندازه خودشان سخن گوييم.»«٢٧»
و نيز فرموده است: «هر كس براى قومى سخنى بالاتر از فراخور عقل آنها گفته است، آن سخن براى آنها فتنهاى بوده است.»«٢٨»
على (ع) در حالى كه به سينهاش اشاره كرد فرمود: «همانا در اين جا دانشهاى بسيارى است كاش براى آن حاملانى مىيافتم.»«٢٩»
خداوند متعال فرموده است: وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ«٣٠».
«٢٦» بحار ج ١٩ باب ان للقرآن ظهرا و بطنا اين حديث را با الفاظ مختلف نقل كرده است
«٢٧» كافى كلنى ج ١ ص ٢٣ به شماره ١٥ امالى صدوق ص ٢٥١
«٢٨» مقدمه صحيح مسلم ص ٩
«٢٩» نهج البلاغه ص ١٤٧
«٣٠» عنكوبت / ٤٣: اينها مثالهايى است كه ما براى مردم مى زنيم و جز عالمان آنها را درك نمى كنند