راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩ - پيشگفتار
دارد كه او پس از توبه مرده باشد«٤»، چه وحشى، حمزه عموى پيامبر خدا (ص) را كشت در حالى كه وحشى كافر بود سپس از كفر و قتل حمزه توبه كرد و ديگر لعن او جايز نيست، و قتل گناه كبيرهاى است كه به مرز كفر نمىرسد بنابراين اگر لعن با قيد توبه گفته نشود خطرناك است و سكوت از آن سزاوارتر باشد، زيرا در آن خطرى نيست ... اكنون اى خواننده گرامى خوب است به اين ياوههايى كه در لابلاى احياء العلوم است نظر افكنيم و ببينيم آيا چنان كه در داستان ابن حرزم كه در صفحه بعد ذكر خواهد شد نقل گرديده پيامبر (ص) اين كتاب را چيز خوبى ديده و بر اين امر سوگند خورده است؟ آيا دفاع اين مرد از شيطان لعين و سگتوله او يزيد، همان طاغى ستمگرى كه با كشتن ريحانه پيامبر (ص) چشمان خاندان او و صلحاى امّتش را تا ابد اشكبار كرد، آن حضرت را مسرور كرده است؟
آيا سزاوار است يك مسلمان درست اعتقاد كه درونش از گرايش به امويان منفور، پاك و به فقه اسلام و احكام آن آگاه باشد و تاريخ اين امّت را بداند و اغراض و مقاصد خاندان پليد اميّه را بشناسد و به آنچه يزيد طاغى بزهكار مرتكب شده و ناسزاهايى كه اين پليد متجاوز بر زبان رانده، و فحشا و منكرى كه در اسلام پديده آورده نادان نبوده باشد و يا خود را به نادانى نزند و اعمال زشت و بىبند و باريهاى او را كه به ثبوت رسيده است، و جرائم و جناياتى را كه از او صادر شده و ضربههايى را كه بر پيكر اسلام وارد كرده همه را بداند، با وجود اين مانند اين صوفى ياوهگو كه دور از علوم دينى و چگونگى آنها است در صدد دفاع از آن پليد برآيد و به آنچه مىگويد و دست خطاكار او مىنويسد پروا و اعتنا نداشته باشد؟ امّا خداوند از پشت سر حساب همه اينها را دارد، و او خوب داور دادگرى است. در روز حساب پيامبر بزرگ (ص) و وصىّ صدّيق و سبط